خرید بک لینک

تور کربلا.تور زمینی کربلا.تور هوایی کربلا.

امام حسین ( ع ) وارث پیمبران گذشته است. این سخن به چه معنا است ؟

پاسخ :

از کتاب های واژه شناسی و فقهی بر می آید: <<الوارث من انتقل الیه ترکه المیت؛ وارث کسی است که اموال و اشیای متوفا به او منتقل می شود>>، اما کاربرد این واژه محدود به این معنا نیست زیرا ارث تنها به اشیا و اثاثیة میت گفته نمی شود، بلکه به اوصاف و سرمایه های معنوی و صفات عالی هم اگر به دیگری برسد، ارث اطلاق می شود، مثلاً می گویند فلانی وارث تجربه هشتاد سالة استادش است یا فلانی شجاعت و سخاوت را از پدر یا جدش به ارث برده است .

در قرآن مجید آمده است: <<و ورث سلیمان داود و قال یا ایها الناس عُلِّمنا منطق الطیر و اُوتینا مِن کلِّ شئ إنّ هذا لهو الفضل المبین؛ سلیمان از داوود ارث برد و گفت: ای مردم! خداوند به ما زبان پرندگان را تعلم فرمود و از هر چیزی عنایت فرمود. در این تعلیم و عنایت او فضل آشکار است>>. (1) حضرت سلیمان مال و دولت و ملک و نبوت و علم داوود را به ارث برد. (2)

در کافی روایت کرده که امام صادق( ع ) فرمود : <<إنّ داود ورث الانبیاء و إنّ سلیمان ورث داود و إنّ محمداً ( ص ) ورث سلیمان و إنّا ورثنا محمداً ( ص ) و إنّ عندنا صحف ابراهیم و الواح موسی؛ داوود از پیامبران ارث برد و سلیمان از داوود ارث برد و محمد ( ص ) از سلیمان و ما از محمد ( ص ) و نزد ما صحف ابراهیم و الواح موسی است>>.

نیز در روایتی که شیعه و سنی نقل کرده اند پیامبر اکرم ( ص ) به علی ( ع ) فرمود : << تو برادر و وارث منی>> گفت: یا رسول الله، چه چیز تو را از تو ارث می برم؟ فرمود: آن چه را پیامبران پیش از من به ارث گذاشتند...) کتاب خدا و سنت پیامبر>>

در این روایت به کتاب های آسمانی و سنت های پیامبران ارث اطلاق شده و به کسی که به آنها آگاه است، وارث گفته شده است.

در زیارتنامه های امامان ( ع ) به آنان وارث پیامبران اطلاق شده، از جمله در زیارت جامعه کبیره (که از نظر متن و سند از بهترین و کامل ترین زیارت ها است) می خوانیم: <<السّلام علی ائمه الهدی و مصابیح الدجی و ... ورثه الانبیاء...؛ درود بر شما پیشوایان هدایت و چراغ های درخشان و ... و وارثان پیامبران.>>

بنابراین وقتی به امام حسین ( ع ) وارث پیامبران گفته می شود، پیداست که ارث مادی و مالی نیست، زیرا اوّلاً: هنگامی که در پیشگاه مقدسش برای زیارت می ایستیم و این کلمات را بر زبان جاری می کنیم، به قصد تعظیم و تجلیل از مقام شامخ او است، نه خبر دادن از این که چه اموالی را از پیغمبران به ارث بُرد!

دوم: اگر هم مالی از پیغمبران باقی مانده بود، زمانی طولانی بین آدم و دیگر پیامبران با امام حسین ( ع ) است و می بایست به بازماندگان مستقیمشان می رسید، نه امام حسین، پس باید معنای دیگری را جستجو کرد. با اندکی تامل در می یابیم که میراث ظاهری و مادی مراد نیست بلکه مجد و عظمت و مقام معنوی و خلیفة اللهی است.

وراثت حسین(ع) از انبیا و اوصیا برای آن است که خط جهاد در راه حق و مبارزه با باطل و ستم و طاغوت، سرلوحة دعوت همه انبیای الهی بوده، کربلا تجلی گاه درگیری حق و باطل است. عاشورا حضور دوبارة آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی(ع) در قلة فریادگری و هدایت است. این که حسین را وارث آدم(ع) می خوانیم و زیارت وارث را با سلام بر آن پیمبران الهی آغاز می کنیم، برای همین است؛ یعنی نقطة اتصال همه حرکت های الهی و انقلاب های خدایی ، به صورت تجسم دوبارة پیامبران و اوصیا در لحظه های خورشیدی عاشورا و واقعیت سرشار کربلا

از سوی دیگر قرآن مجید یکی از اهداف بعثت پیامبران را قیام برای عدالت اجتماعی یا آماده کردن زمینه برای آن می داند: <<لقد ارسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط؛ پیامبران را با دلائل روشن فرستادیم و با آن ها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم برای برپایی عدالت قیام کنند>>. در زیارت امام حسین(ع) می خوانیم: <<أشهد أنّک قد أمَرتَ بالقسط و العدل و دعوت إلیهما؛ گواهی دهم که دستور به عدل و داد فرمودی و مردم را به آن دعوت کردی>>.

از این رو می توان نتیجه گرفت: تلاش برای برپایی عدالت اجتماعی و مبارزه با ستم، رسالت همة انبیا و میراث مشترک رسول الهی است و حسین بن علی(ع) به دلیل دعوت به عدل و مبارزه با بی عدالتی، وارث همة انبیا است.

زیارت وارث که امام حسین را وارث حضرت آدم و دیگر پیامیران معرفی می کند، به ما می آموزد که امام رسالت تاریخی همة ادیان توحیدی را بر عهده دارد و امامت امتداد رسالت الهی است. امام بر اثر قرار گرفتن در مقطع حساس تاریخ و اوج اختناق اموی و خودسری های یزید (که تصمیم داشت حق و حقیقت را از بین ببرد و وحی را به تمسخر گرفته و رسالت را باور نداشت) احساس کرد همة رسالت های پیامبران بر دوش اوست و نباید اجازه دهد پیوند زمینیان با آسمان قطع گردد و بشر به عصر جاهلیت باز گردد. عاشورا نقطه اوج نبرد مکتب توحید با شرک و تجلی گاه یکتا پرستی ابراهیمی و باطل کننده شرک نمرودی بود. امام حسین ( ع ) وارث رسالت انسان سازی، قیام برای پیروزی حق بر باطل و هدایت بشر به کمال بود که میراث همه پیامبران الهی است .

تور کربلا.تور زمینی کربلا.تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 16:44

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

۱. امام باقر (ع) در مورد اقامهسوگواری بر امام حسین فرموده: <<اذا کان الیوم برز الی الصحراء ... ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی دارهمصیبه باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضاً فی البیوت و لیعزّ بعضهم بعضاًبمصاب الحسین (ع)؛

در روز عاشورا به سوی صحرا بروید و برای حسین ندبه و عزاداری و گریه کنید و به اهل خانه خود دستور دهید که بر او بگریند و در خانه خود با اظهار گریه و ناله بر حسین (ع) مراسم عزاداری برپا کنید و هم دیگر را با گریه تعزیت و تسلیت بگویید و در منازل خود در مصیبت امام حسین (ع) سوگواری کنید.>>

۲. امام صادق (ع) فرمود: <<إِنَّ البکاء و الجزع مکروه للعبد فی کلِّ ما جزع ماخلا البکاء علی الحسین بن علی (ع) فانَّهُ فیه مَأجُور؛ گریه و اظهار حزن بنده در تمام امور ناپسند است، مگر گریه برای حسین بن علی (ع) که در این صورت اجر و پاداش دارد.>>

۳. در حدیثی دیگر امام رضا (ع) فرمود: <<فَعَلی مِثلِ الحسین علیک الباکون فاِن البکاء علیه یَحطُّ الذنوب العظام...؛ پس بایستی گریه کنندگان بر مثل حسین (ع) گریه کنند و بدانید که گریستن بر حسین (ع) گناهان بزرگ را می ریزد.

۴. امام رضا (ع) فرمود: <<... وَ مَن کان یوم عاشورا یوم مصیبه و حزنه و بکائه جعل الله عزوجل یوم القیامه یوم فرحه و سروره و قرَّت بنا فی الجنان عینه ...؛ کسی که روز عاشورا را روز گریه، مصیبت و حزن قرار دهد خداوند روز قیامت را روز فرح و شادی او قرار داده و چشم او را به اهل بیت (ع) در بهشت روشن می نماید.>>

امام صادق: <<گریه و اظهار حزن بنده در تمام امور ناپسند است، مگر گریه برای حسین بن علی (ع) که در این صورت اجر و پاداش دارد.>>

۵. امام صادق (ع) فرمود: <<من أنشد فی الحسین بیتاً من الشعر فبکی و أبکی مسرهً و لهم الجنه وَ مَن أنشد فی الحسین بیتاً فبکی و أبکی تسعهً فله و لهم الجنه فلم یزل حتی قال من أنشد فی الحسین بیتاً فبکی و أظنه قال أوتباکی فله الجنه؛ کسی که یک بیت شعر درباره امام حسین (ع) بسراید و گریه کند و ده تن یا نه تن یا ... بگریاند یا حتی به حالت گریه و حزن درآورد، جایگاه آنان بهشت است.>>

۶. پیامبر (ص) به دخترشان فاطمه (س) فرمودند: <<کل عین باکیه یوم القیامه الا عینٌ بکت علی مصاب الحسین فاِنها ضاحکه مستبشره بنعیم الجنه؛ هر چشمی که در قیامت گریان است جز چشمی که بر حسین (ع) گریه کند، آن چشم همیشه خندان و به نعمت های بهشتی بشارت داده می شود.>>

۷. امام حسین (ع) فرمود: <<ما من عبدٍ قطرت عیناه فینا قطره او دمعت عیناه فینا دمعهً الا بوّأه الله بها فی الجنه حقباً؛ هیچ بنده ای نیست که از چشمانش برای ما قطره ای اشک جاری گردد و یا دیدگانش برای ما گریان گردد، مگر آنکه خداوند او را بدین جهت سالیان درازی در بهشت مقیم خواهد کرد.>>

۸. امام صادق (ع) می فرمود: <<الحسین عبره کل مؤمن؛ حسین (ع) اشک چشم هر مؤمن است.

۹. امام سجاد (ع) می فرماید: <<ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین (ع) حتی تسیل علی خدّه بَوَّأَهُ الله بها فی الجنه غُرفاً یُسکنها أحقاباً ... ؛ هر مؤمنی که دیدگانش برای کشته شدن حسین (ع) پر از اشک گردد و بر گونه و صورتش جاری شود، خداوند غرفه ای از بهشت را به او اختصاص می دهد...>>

۱۰. امام صادق (ع) فرمود: <<قال الحسین بن علی علیه السلام أنا قتیل العبرهِ لایذکرونی مؤمنٌ الّا بَکی؛ امام حسین (ع) فرمود: من کشته شده اشک هایم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آنکه گریان شود.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 6:19

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا

دکتر "آنطوان ضو" 73 ساله در سال 1958 به دنیای رهبانیت مسیحی وارد شد. دروس اولیه خود را در آموزشگاه رهبانی در بعبدا در بیروت پشت سر گذارد و در سال 1965 به عنوان کاهنی دست یافت. سپس در ادامه تحصیلات عازم رم شده و مدرک دیپلم در رشته باستان شناسی، لیسانس در فلسفه و علوم لاهوتی و دکترای خود در رشته عقاید لاهوتی را از دانشگاه انجلیکان رم دریافت کرد و سپس برای تدریس به دانشگاه حکمت بیروت بازگشت و در کلیساهای بسیاری در لبنان در خدمت کلیسای مارونی لبنان بوده است.



وی در بسیاری از رویدادهای دینی و فرهنگی لبنان حضوری فعال چشمگیر داشته است. از موسسین موسسه بین المللی قدس، رئیس جنبش فرهنگی در آنطالیاس از سال 1982 تا 1988 بوده است و از 1992 تا کنون رئیس دبیرخانه کمیته اسقف های مارونی لبنان برای گفتگوی اسلام و مسیحیت است.دفاع وی از مردم مظلوم فلسطین و مخالفت گسترده با سیاست های رژیم صهیونیستی در فلسطین،لبنان و خاورمیانه از مواضع مشهور وی شناخته می شود.



وی تالیفات وکتابهای زیادی دارد که از جمله آنها اسقف های مشرق،تاریخ رهبران درخشان،اسقف های مارونی(در دوجلد) و حوادث سال 1960 در لبنان و سوریه است. او اکنون در کلیسای مار انطار در عجلتون در منطقه کوهستانی شرق بیروت به وعظ و ارشاد مسیحیان مشغول است. در این منطقه جلسات علمی و گفتگوهایی را در بین گروهی از علما و استادان مسیحی اداره می کند و جمعی از نخبه های علمی و فرهنگی مسیحیان مارونی لبنان به حساب می روند.



علمای مسیحی در شرق به شکل عام و علمای مسیحی لبنانی به شکل خاص نگاه ویژه ای به تاریخ و فرهنگ اسلامی دارند و در این میان دیدگاه منحصر به فردی در باره امام علی(ع) و نهضت عاشورا و امام حسین (ع) دارند و در این خصوص تا کنون نوشته ها و سخنرانی های متعددی از خود بر جای گذارده اند و این در حالی است که مسیحیان شرق معتقدند روند واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش و نیز اسارت خاندان اهل بیت در برهه ای از این واقعه به جامعه مسیحی در منطقه لبنان و سوریه گره خورده است و همین امر بستری مناسب برای همزیستی مسلمانان و مسیحیان در خاورمیانه ایجاد کرده است.



این دیدگاه ها در جامعه مسیحی شرق باعث شد تا سراغ دکتر آنطوان ضو برویم و در این باره به شکل مفصل با وی به گفتگو بنشینیم.



دکتر انطوان ضو در گفتگو با خبرنگار ایسنا در بیروت در خصوص گفتگوی اسلام و مسیحیت گفت:گفتگوی اسلام و مسیحیت در لبنان یک فرهنگ ،یک تاریخ ویک تمدن است، و لذا اتفاقات سیاسی اخیر روی آن تاثیر نخواهد گذاشت علیرغم اینکه این اتفاقات وبخصوص آنچه در سوریه شاهدش هستیم یک خطر بزرگ هم برای مسلمانان و هم برای مسیحیان به حساب می آید، این اتفاقات یک خطر بزرگ برای لبنان به شمار می رود؛ لبنانی که جناب پاپ در باره آن گفتند که لبنان بزرگتر از یک وطن به حساب می آید چرا که این کشور به مثابه یک پیام برای همه جهانیان است که به آنها می آموزد که ادیان وفرهنگ ها وتمدن ها چگونه در کنار هم و با هم زندگی و گفتگو کنند.



دکتر انطوان در خصوص جریان های تکفیری گفت: من معتقد هستم که آنچه جهان عرب شاهدش هست یک جنبش جدید به حساب می آید، ولی با کمال تاسف باید بگویم که بعضی از سیاستمداران و جریان های فکری تندرو صورت اسلام و شرق را خراب می کنند، من دوست ندارم آنها را با نام گروه های تکفیری مورد خطاب قرار دهم چون احساس می کنم با این نام به اسلام توهین می کنیم، این افراد مسلمان نیستند، و در صورتیکه به دلیل اشتباه و یا ضعف ونادانی به این حال و روز افتادند می بایست با آنها با روش گفتگو برخورد کنیم، نباید از آنها دوری کنیم بلکه باید آنها را به خود جذب کنیم و راه درست و صلاح را نشانشان بدهیم، اسلام دین رحمت و غفران است، بنابراین ما هم باید مغفرت و گذشت داشته باشیم، می بایست نسل های بعدی را روی گفتگوی ادیان که جزو فرهنگ ما هست بزرگ و تربیت کنیم، ما باید خانواده و انسان و جامعه را جوری هدایت بکنیم که همدیگر را قبول و با هم زندگی و همکاری کنند.



بنابراین باید بگوییم این فکر تاریک(اندیشه های تکفیری) جزیی از فرهنگ اصیل منطقه ما نیست بلکه این فکر حاصل نادانی، جهل و اندیشه های صهیونسیتی است که می خواهد فرهنگ ما را دستکاری و خودش را در خاورمیانه تثبیت کند.



وی آنگاه در باره نقش رسانه های گروهی در گسترش گفتگوی اسلام و مسیحیت گفت: بله، گفتگوی اسلام و مسیحیت یک مسیر، یک فرهنگ و یک کار رسانه ای است، در حال حاضر رسانه بزرگترین نیروی فعال برای گسترش فرهنگ گفتگوست، رسانه اگر رسانه واقعی باشد باید در خدمت وحدت و صلح و همگرایی ادیان باشد، بنابراین اعتقاد داریم که ما علیرغم همه سختی ها و عقب ماندگی ها و علیرغم همه این اتفاقات کشنده که در سیاست شاهدش هستیم، نباید از گفتگو دست بکشیم، آنچه در جهان عرب دارد اتفاق می افتد باعث تاسف است، آنچه در سوریه و عراق شاهدش هستیم باعث تاسف است، این اتفاقات یک خنجر است که از پشت به اسلام و مسیحیت و تمدن همزیستی و روابط برادرانه اسلام و مسیحیت ضربه می زند، این موضوع نه تنها از بعد سیاسی برای ما بلکه از بعد فرهنگی و دینی هم حائز اهمیت است، ما از بعد طرفداری از رژیم های سیاسی این حرف را نمی زنیم زیرا این رژیم ها قابل تغییرند و ممکن است انعطاف پذیرتر بشوند، آن چیزی که ما بیشتر نگران آن هستیم وحدت جهان عرب و وحدت شرق است. اگر خدای ناکرده این اشرار موفق به تقسیم سوریه و عراق و از بین بردن همزیستی اسلام و مسیحیت بشوند، کل جهان در معرض یک بحران خطرناک قرار خواهد گرفت، و در این صورت و به جای این که یک فانوس و الگو برای جهان باشیم یک منبع تاریکی برای جهان خواهیم بود چون در این صورت ارزشهای وحدت گرایانه اسلام و مسیحیت را از دست داده ایم، ما خطرات این موضوع را درک می کنیم و از سیاستمداران و بخصوص از کشورهای دوست، کشورهای شرق و کشورهای غرب می خواهیم تا از خطرات این موضوع آگاه باشند و به هیچ عنوان از رژیم ها و یا جریان های تندرو و محرک فتنه دینی و مذهبی حمایت نکنند، این فتنه ضد اسلام و همچنین ضد انسانیت و ضد مسیحیت است، ما طرفدار محبت و برادری هستیم، ما نمایندگان خدا روی زمین و فرزندان تمدن در شرق هستیم، شرق برای ما عزیز است که از دامن آن ادیان مختلف و تمدن های گوناگون نشأت گرفته است، شرق ما(خاورمیانه) به کنش و واکنش با جهان فراخوانده شده است، آفتاب ما نباید به روشنایی شرق بسنده کند بلکه می بایست در روشنایی کل جهان هم سهیم باشد، ما از یک وطن بزگتر هستیم، جهان شرق به مرزهای جغرافیایی محدود نمی شود همینطور که اسلام دیگر به جهان اسلام و مسیحیت به جهان مسیحیت محدود نمی شود، امروزه جهان مثل یک روستای کوچک شده است و ما باید از این فرصت استفاده کنیم تا بین ادیان و فرهنگ ها و تمدن های مختلف همگرایی ایجاد کنیم و بستر فرهنگ عدالت، محبت و صلح را فراهم کنیم.



دکتر انطوان ضو در باره امام علی (ع) و امام حسین (ع) از نگاه مسیحیان شرق گفت: مسیحیان یک دیدگاه خاص درباره حضرت علی و امام حسین دارند و آنها را به شکل منحصر به فرد دوست دارند، ما حضرت علی را خوب می شناسیم و در باره علم ایشان زیاد خوانده ایم و خیلی از سخنرانی های ایشان را حفظ کرده ایم، فکر روشن و فراگیر ایشان محدود به دوران خودش نمی شود بلکه شامل همه ادوار هم هست، امام علی ما را مبهوت و متحیر ساخت، لذا ما مسیحان به شدت تحت تاثیر آموزه های امام علی قرار گرفتیم، ایشان برای ما مسیحیان منزله بولس پیامبر است ، ایشان مرجعیت فکری هستند و این مرجعیت نه تنها برای مسلمانان بلکه برای همه جهانیان و بخصوص مسیحیان جهان هم هست.



و اما درباره امام حسین، آن مرد بزگوار که در راه رهایی از ظلم و ستم و تحقق عدالت به شهادت رسیدند، مردی که در راه یاری حق و برادری و محبت به شهادت رسیده اند، این مرد بزرگوار در راه دفاع از حقوق همه انسانها به شهادت رسیده اند، بنابراین باید بگوییم که امام حسین امام مسلمین و امام مسیحیان و در اصل امام انسانها هستند، ایشان امام فقیران و امام مستضعفان و امام شکنجه دیدگان هم هستند، ما برای آن مردی که آن همه ظلم و ستم به خود دیده اند و این همه شکنجه ،اتهام و خیانت را تحمل کردند احترام خاصی قائل هستیم و ایشان را تعظیم و تحسین می کنیم، ایشان از دیدگاه ما به شهادت واقعی دست پیدا کرده اند، شهید واقعی که نه به خدا و نه به انسان ها به خاطر شهادتش منت نمی گذارد، ایشان خود را قربانی دیگران کرده اند، و این همان نقطه مشترک بین امام حسین و حضرت مسیح است. هدف این دو بزرگوار نجات انسان ها بوده است، ما امروزه به شدت نیازمند فکر حسینی و فکر مسیحی هستیم برای اینکه مردم دوباره برای همدیگر احترام بگذارند وبا هم به شکل دوستانه و برادرانه به زندگی خود ادامه دهند، چیزی که می خواهم به اطلاع شما برسانم این است که لبنانی ها و بخصوص مسیحیان درباره امام علی و امام حسین نوشته های به یادماندنی اعم از غزل و شعر و نثر از خودشان بر جای گذاشته اند، چهار ماه پیش تهران بودم و شهر مقدس قم را زیارت کردیم و به دیدن یکی از مراجع رفته بودیم، ایشان برای ما در مورد عشق لبنانی ها به امام علی و امام حسین سخن گفتند و مجموعه از کتاب های عربی که در دست داشتند و در مورد امام حسین به دست لبنانی ها نوشته شده است به ما نشان دادند.



وی در ادامه توصیف دیدگاه مسیحیان به امام علی (ع) و امام حسین (ع) افزود: ما طور دیگر به امام علی و امام حسین نگاه می کنیم، ما می خواهیم امام علی و امام حسین را از اسارت آزاد کنیم، چون ما باید این دو بزرگوار را به شکل جدید و به زبان نو در زمانه خودمان معرفی کنیم، می بایست بچه های خودمان را با فکر امام علی و امام حسین آشنا کنیم، امام حسین نه تنها مظلومانه جان خود را از دست داده اند بلکه ایشان در روزگار ما هم مظلوم هستند چون ما نتوانستیم ایشان را خوب معرفی کنیم، امام حسین فقط به خاطر مسلمین به شهادت نرسیده اند بنابر این می بایست ایشان را از اختلاف و فتنه های منسوب به مسلمانان که هیچ ربطی به جوهر اسلام هم ندارد خارج کنیم، چرا امام علی را جور دیگر معرفی نکنیم و ایشان را دوباره زنده نکنیم و به زبان امروزه درباره ایشان حرف نزنیم، دوران اسب و جنگ به پایان رسیده است بنابراین باید امام علی و امام حسین را به شیوه جدید و سازگار با زبان امروزه معرفی کنیم، و در این راه می بایست مسلمانان و مسیحیان با هم همکاری کنند تا بتوانیم این میراث و فکر ارزشمند و گرانقیمت را حفظ و معرفی کنیم، همچنین اعتقاد دارم که مسلمانان باید با مسیحیان بیشتر آشنا بشوند و مسیحیت را همین طوری که هست ببینند و نه آنطور که خودشان تصور می کنند، ما خواستار ادغام اسلام و مسیحیت نیستیم چون اعتقاد داریم که هر یک ساختار خودش را دارد، ولی همگی ما خدای یکتا را می پرستیم و سرنوشت یکسان داریم، ما در انسانیت برادر هستیم، همگی ما نمایندگان خدا در زمین هستیم لذا باید همدیگر را یاری کنیم، آن چیزهایی را که در مورد آن اتفاق نظر داریم سرلوحه خود قرار و به زندگی مشترک ادامه می دهیم، و آن چیزهایی را که در مورد آن اختلاف داریم به دست علما می سپاریم که آن را تجزیه و تحلیل و در مورد آن گفتگو کنند و تلاش کنند تا نظرات را به هم نزدیک کنند، من اعتقاد ندارم که بین اسلام و مسیحیت اختلاف اساسی و ریشه ای وجود داشته باشد بلکه باید بگویم که این اختلافات به نادانی بعضی از علما که دین را خوب نمی شناسند و آن را به درستی تفسیر نمی کنند باز می گردد. در اینجا من می خواهم بگویم که ما باید بحث کنیم چگونه می توانیم در مورد اتفاقاتی که در کشورهای ما رخ می دهد به موضع مشترکی از دیدگاه اسلام ومسیحیت برسیم، به عنوان مثال این فتنه که در کشورهای عربی در جریان است، و به جای تحریک این فرقه و یا فرقه دیگر، چرا مسلمانان و مسیحیان با هم همکاری و کلمه خدا را احیا نمی کنند؟ و به جای تندروی کورکورانه و تکفیری چرا با دید واقعی به مسئله نگاه نمی کنیم؟ وقتی آدم را به اسم دین می کشیم و روی جسدش جشن می گیریم و الله اکبر می گوییم، آیا این از آموزه های دین است، و یا وقتی قلب انسان را می خوریم آیا این کار وحشیانه از آموزه های اسلام است؟ آیا این اسلام است که مساجد را ویران می کند؟ آیا این اسلام است که تمدن را در سوریه و عراق نابود می کند!؟ آیا این مسیحیت است که باعث این اتفاقات تلخ و هولناک می شود!؟ اسلام و مسیحیت از این اندیشه ها و اعمال فاصله دارند، بله ما نگران مسیحیان سوریه و عراق هستیم ولی همین تهدیدات که برای مسیحیان به وجود آمد برای مسلمانان آن کشورها هم به وجود آمده است، مسیحیان بدون مسلمانان نجات نخواهند یافت و همینطور مسلمانان بدون مسیحیان نجات نخواهند یافت و در اصل باید بگوییم که انسان ها بدون همدلی و همکاری نجات نخواهند یافت.



دکتر انطوان ضو در باره نقش خدا در تلاش های انسانی گفت: ما موافق پیشرفت و دانش وعدالت هستیم اما نمی گذاریم از انسان سوء استفاده شود، علم خیلی هم خوب است ولی علم و ثروت و قدرت بدون خدا هیچ ارزشی ندارند، چون همه اینها بدون خدا منجر به جنگ می شود که هم مسلمانان و هم مسیحیان از آن متاثر خواهند شد. من فکر می کنم که رسانه ها بهترین ابزاری برای معرفی فکر و فرهنگ دو امام بزرگوار هستند، نسل جدید را با این فکر آشنا بسازید.



وی با تاکید بر این که مسلمانان یک بار دیگر باید به شناخت فرهنگ و ائمه خویش روی بیاورند افزود: مسیحیان را با امام حسین و امام علی با زبان دلنشین و دوست داشتنی آشنا بسازید، چرا از پیشرفت های کنونی و تکنولوژی امروزه در راه معرفی اسلام ناب و صحیح استفاده نکنیم، معضل اساسی ما نادانی هست و لذا من اعتقاد دارم که خیلی از مسلمانان با اسلام خودشان آشنا نیستند، و خیلی از مسیحیان هم با مسیحیت خود غریبه هستند، بنابراین ما باید دین را همین طوری که هست و نه آنجوری که دوست داریم بشناسیم. نباید از دین در راه تحقق اهداف سیاسی ،سلطه گری، استکباری و نژادپرستی سوء استفاده کنیم، چون این اهداف در ابعاد انسانی محلی از اعراب ندارند و اینها ریشه در اسلام و مسیحیت هم ندارند بلکه اینها فکر و دسیسه های صهیونستی است که می خواهد فرهنگ ما را تخریب کند، من می گویم کسانی که آدم ها را می کشند و خانه ها را نابود می کنند عرب و یا مسلمان نیستند بلکه آنها ابزاری دست صهیونیست ها هستند که می خواهند جهان ما وشرق ما را نابود کنند.



این روحانی مسیحی لبنانی بار دیگر به موضوع امام علی (ع) و امام حسین (ع) بازگشت و به ذکر تاریخ غمناک کاروان اسرای عاشورا و ارتباط آن با جامعه مسیحی در خاورمیانه پرداخت و گفت: امام علی(ع) و امام حسین(ع) در میراث ما از طرفداری مردمی گسترده برخوردار بودند و هستند، در اینجا می خواهم به دو نکته اشاره کنم، نکته اول مسئله فرزندان و کودکان کاروان اسرای واقعه کربلا هست، وقتی کاروان کودکان در حال طی کردن مسیر طولانی که برای آنها تعیین شده بود تا به دمشق برسند، و بیشتر این راه در بادیه و صحرا قرار دارد، وقتی شب شد به نزدیکی یک صومعه رسیده بودند که اطراف دمشق قرار دارد و دور تا دور آن پر از درخت و حوضچه آب بود، و به همین دلیل تعدادی زیادی از عابران ابراز علاقه می کردند تا در اطراف این صومعه شب را بگذارنند، وقتی کاروان کودکان کربلا به آن صومعه رسیدند نزدیکی شب بود لذا از راهب این صومعه خواستند تا شبشان را آنجا سپری کنند و راهب صومعه این اجازه را به آنها داد، یک ساعت گذشت که رئیس صومعه از راه رسید ووقتی با چهره های مملو از غم کودکان و آن حال و وضعشان و سر مقدس امام حسین(ع) که روی نیزه بود، مواجه شد از آنها پرسید: شما کی هستید؟ چی شد که به این روز افتادید؟ اینجا چی کار می کنید؟ کودکان ماجرای کربلا را برای راهب تعریف کردند، چگونگی به شهادت رسیدن امام حسین(ع) را برای راهب تعریف کردند، راهب از چیزهایی که شنید گریه اش گرفته بود، ایشان خود را در غم فرزندان حسین شریک دانست و از مصیبت امام حسین(ع) بسیار غمگین شد و اشک ریخت، و به مسئولین کاروان اسرا گفت که سر امام حسین نباید در اینجا بر فراز نیزه بماند بلکه باید داخل کلیسا شب را بگذارند و فردا وقتی می خواهید عازم شوید آن را با خود ببرید، کاروان اسرا و کودکان وقتی به شهر بعلبک در لبنان رسید، در آن زمان بعلبک شهری بود که اهالی آن کمتر مسلمان بودند و می شود گفت یک شهر مسیحی نشین بود، وقتی این کاروان وارد بعلبک شد با چشمان گریان و دلهای غمگین از آنها به گرمی تمام عیار استقبال کردند، این میراث ما هست، ما اینجوری و به دور از فلسفه امام حسین را دوست داریم، دوستی امام حسین در وجدان ما وجود دارد، در اینجا هم می خواهم به یک نکته اشاره کنم که سه سال پیش وقتی اسقف اعظم مارونی لبنان به زیارت صومعه احمر و بعلبک رفت، شیعیان از ایشان استقبال خیلی گرم و بی نظیر به عمل آوردند، کودکان در اطراف خیابان صف ایستادند و با گل ایشان را بدرقه کردند، ایشان برای ساعت نه شب قرار شام داشتند ولی به خاطر گرمی استقبال و ازدحام جمعیت ساعت یازده شب به محل ملاقات رسیدند! اسقف اعظم علت این استقبال بسیار گرم را از من پرسید که من در پاسخ به ایشان گفتم در وجدان ما مسیحیان عشق امام حسین وجود دارد، ما وقتی شیعیان احزاب و یاری در بعلبک نداشتند از امام حسین(ع) و خانواده و فرزندانش به گرمی و هر آنچه لایقش بودند استقبال کردیم و شیعیان الآن آن خوبی و حس برادرانه را که به آنها و امام ایشان داشتیم دارند جبران می کنند، آنها اعتقاد دارند که این حس برادری و همزیستی هیج وقت نخواهد مرد و کما فی السابق در وجدان مردم زنده هست، وقتی به محله های لبنانی که تعدد مذاهب دارد می روید آن را به وضوح می بینید، آنجا مسلمان با مسیحی زندگی می کند و مسیحی با مسلمان زندگی می کند، اگر این همزیستی مشترک نبود ما هم به اینجا نمی رسیدیم، متاسفانه سیاست های خارجی تلاش کردند تا بین ما فتنه بیاندازند ولی من به شما می گویم که هم زیستی مشترک در وجدان ما مسیحیان و مسلمانان وجود دارد و به امید خدا عوامل فتنه به اهداف شوم شان دست نخواهند یافت،بگذارید باز هم در این جا بگویم که سقوط دولت سوریه یک تهدید جدی برای همزیستی به حساب می آید، تقسیم کشور عراق هم یک تهدید جدی برای این همزیستی به حساب می آید، من اعتقاد دارم که این مرحله از خشونت ونابودی پایان خواهد یافت و سرانجام این جهان عزت و سربلندی خود را دوباره به دست خواهد آورد.



وی در ادامه افزود: امام علی(ع) وحضرت مسیح(ع) وامام حسین(ع) برای خودشان زندگی نکرده اند بلکه خود را وقف انسانیت کرده اند. پیغمبر چه کسی است؟ پیغمبر انسانی است که با خدا زندگی می کند و می خواهد اراده خدای یکتا را به برادران خود انتقال دهد، چرا ما هم پیغمبر نباشیم؟ پیامبران از خیر و صلح سخن گفتند چرا ما هم از اینها سخن نگوییم؟ آدم های پرهیزگار که بعضی ها دارند ضریح آنها را ویران و منهدم می کنند، آنها زندگی خود را فدای انسانها کرده اند، چرا ما هم مثل آنها زندگی نکنیم؟ افراد شروری که می خواهند فرهنگ ما را دچار تحریف کنند هیچ ارتباطی با ما ندارند، آنها ابزاری هستند که می خواهند سیاست های خارجی را در کشورهای ما اجرا کنند، ما فقط آنها را برای برگشت به راه درست و راست دعوت می کنیم.



دکتر انطوان ضو در باره همزیستی مشترک مسیحیان و مسلمانان با اشاره به این تجربه در ایران گفت: تجربه همزیستی مسلمانان و مسیحیان تنها محدود به لبنان نمی شود، شما در ایران مسلمانان و مسیحیان و یهودیان با هم به خوبی زندگی می کنید، یهودیان در پارلمان ایران نماینده دارند، ما هیچ وقت نشنیدیم که مسیحیان در ایران در معرض ظلم و ستم واقع شده اند و تا جایی که اطلاع داریم آنها در ایران زندگی با ژعزت و شرافتمندانه دارند، آنها حقوق و همچنین واجبات خود را دارند، آنها متعلق به تمدن اسلامی فارسی ایران هستند، ما در برابر واژه فارسی عقده نداریم، ما عرب هستیم اما ناسیونالیست نیستیم، ما مردم را با خوب و بد بودنشان و نه با نژادشان می شناسیم، هرکس در این سرزمین زندگی می کند اعم از کرد و ارامنه و سریانی و عرب برای ما یک آدم شرقی است، عرب ها در مورد ایران واژه کشور همسایه را به کار می برند، اما ما این واژه را قبول نداریم، ما متعلق به این شرق و این سرزمین هستیم، ما متعلق به تمدن ایران و تمدن عرب هستیم، سرزمین ما از دریای مدیترانه شروع و به کشور چین ختم می شود، ما در شرق گفتگوی تمدن ها را داریم و نه جنگ تمدن ها را، بنابراین سیاستمداران و اصحاب رسانه های واقعی باید درک داشته باشند و مردم ما را به خوبی توجیه کنند که آنها نسل محبت و همزیستی و خوبی هستند و نه نسل شر و جنگ و کشت و کشتار.



انطوان ضو در با اشاره به این که تعالیم انبیا و اندیشه های حضرت مسیح(ع) و امام علی (ع) باید مبنای عدالت جهانی باشد گفت: من اعتقاد دارم که فکر امام علی (ع)و فکر حضرت مسیح(ع) و ائمه اطهار و فکر همه پیامبران و همه آدم های پرهیزکار باید مبنای پیش ساخت تمدن محبت و عدالت در شرق و کل جهان باشد، جهان ما از گشنگی و درد و ظلم و ستم رنج می برد، جهان جوری شده است که تعدادی از جهانیان نان شب دیگران را به جیب می زنند، ثروت مردم به جای آن که به کفاف نیازمندان برسد به دست بعضی ها می رسد که برای ما اسلحه صادر می کنند تا به جان همدیگر بیافتیم، در این بین باید بپرسیم که مسلمانان و مسیحیان کجا هستند، مسلمانان فقط در قبال مسلمانان وظیفه ندارند و همین طور مسیحیان، ما امت خدا هستیم و می بایست برای دیگران فانوس و الگو باشیم ما باید نگران گرسنگان و محرومان و مستضعفان جهان باشیم، ما باید نگران آنهایی باشیم که از فقر و نادانی وبیماری رنج می برند، چرا دست به دست هم ندهیم و همدیگر را یاری نکنیم، ما بیشتر از نصف انسان های این جهان هستیم، ما در این راه کوتاهی کردیم، ما مسلمان واقعی و یا مسیحی واقعی نیستیم، چون ما در برابر شر ایستادگی نکردیم و راه را برای دیگران باز کردیم تا انسان و تمدن و دین را نابود کنند، حضرت مسیح(ع) می فرمایند که شما نور جهان هستید و شما نمک جهانیان هستید، ما باید با محبت خود و اهتمام ورزیدن به فقرا و مستضعفان نور جهان باشیم، مسلمانان هم نور جهان هستند و نمک جهانیان، وقتی به این منزلت رسیدیم یعنی لیاقت نمایندگی خدا در زمین را داریم و آن گاه خدای یکتا می تواند به ما افتخار کند.



دکتر انطوان ضو در خصوص مشترکات فرهنگی اسلام و مسیحیت و لزوم کار بیشتر در معرفی این میراث مشترک ادامه داد:در ابتدا می خواهم به سینمای ایران در دوران انقلاب اسلامی تبریک بگویم چون واقعا پیشرفت های چشمگیر داشته ودر سطح بین المللی به خوبی درخشیده است، روابط ایران و لبنان هم در طول این سالیان خوب و در حال پیشرفت بوده است ، ولی در زمینه روابط فرهنگی و روابط تمدن ها و بخصوص در مورد فرهنگ عاشورا کوتاهی هایی داریم، بعضی مردم ادعا می کنند که عاشورا یک فرهنگ ایرانی است که به ما منتقل شده است، در مقابل ما می گوییم فرهنگ عاشورا از جبل عامل لبنان نشات گرفته است، بگذارید عمیق تر به موضوع بپردازیم و به دوران امام حسین برگردیم، از شما می خواهم کتاب "رنج های حضرت مسیح" را مطالعه بفرمایید، کسی که تاریخ تمدن ها را می شناسد پی خواهد برد که گریه و شعر و واقعه کربلای حسینی در مسیحیت به وضوح دیده می شود، همان موسیقی و شعر و همان ادبیات در مسیحیت وجود دارد، و به همین دلیل می بینیم که یک شاعر صوفی به نام خانم رابعه عدوی که در کوفه بود و یک شاعر دیگر به نام الدلیاتی که در موصل بود، این دو شاعر و بدون اینکه با هم آشنایی داشته باشند از همان الفاظ در توصیف عرفان استفاده می کردند، بنابراین باید بگوییم که عاشورا همان مسیحیت است و مسیحیت نیز همان عاشوراست، این همان فرهنگی هست که باید به دیگران آموزش دهیم، یکی از علمای فرقه سریانی در عراق که متخصص موسیقی سریانی هم بود به من گفت که موسیقی سریانی همان موسیقی ای هست که مسلمانان در عزاداری عاشورای حسینی به کار می برند، لذا باید بدانیم که خداوند متعال ما را به هم نزدیک می کند، و در کنار خداوند، تمدن نیز ما را به هم نزدیک می کند، آن میراثی که از تمدن داریم حاصل تلاش همه اقشار بشری است، به عنوان مثال همین تمدن عربی که داریم ایرانیان و مسیحیان و رومانیایی ها و یونانی ها نیز در شکل گیری آن نقش بسزایی ایفا کرده اند.



وی به ارائه راه کارهایی برای زنده کردن فرهنگ عاشورا و فرهنگ حسینی می پردازد و می گوید: من اعتقاد دارم که مسلمانان و بخصوص فرهیختگان اهل تشیع باید یک تیم تحقیقاتی را شکل بدهند، و آن تیم باید عاشورای حسینی را با تمامی جزییات بررسی کند، این تیم نباید به آن عاشورایی که در ایران و یا در جبل عامل شاهدش هستیم بسنده کنند بلکه باید به خود کربلا بروند، باید بدانند طبیعت جغرافی و فرهنگی و اجتماعی حاکم در آن دوران چگونه بود، البته نباید اسیر آنجا باشیم و نباید امام حسین(ع) را آنجا رها کنیم بلکه باید ایشان را دوباره زنده کنیم و ا خود به دنیای سینما وتلویزیون بیاوریم تا همه دنیا را از آموزه های ایشان مطلع بسازیم، همین طور که در موسیقی و تمدن و فرهنگ شریک بودیم چرا الآن همدیگر را یاری نکنیم و یک فرهنگ و تمدن جدید نسازیم که در همه دنیا بدرخشد؟ جهان ما نیازمند خورشید و نور است، بگذارید نورتان تاریکی دیگران را روشن کند و اعمال نیک شما را ببینند، در نتیجه می خواهم بگویم که ما باید به شکل عمیق تر به مسئله بپردازیم، عاشورای حسینی برای ما نباید فقط ده روز از گریه و سینه زنی باشد بلکه عاشورای حسینی باید نقطه شروع باشد تا اسلام ناب و درست را برای دیگران معرفی کنیم، ما اهل مرگ و فرهنگ مرگ نیستیم و اعتقاد داریم روزی ما در پناه خداوند محفوظ است، ما اهل زندگی و نجات هستیم و اعتقاد داریم که شهیدان نمی میرند بلکه در پناه خداوند متعال زنده و عزیز هستند، ما اعتقاد داریم که امام حسین(ع) وحضرت مسیح(ع) خود را قربانی ما کرده اند، لذا ما باید پیغام ایشان را دریافت و تلاش کنیم تا مثل آنها باشیم، هر یک از ماها باید حسینی و هر یک از ما باید مسیحی باشد، آدم حسینی با اینکه مثل من سیاه پوش است اما قلب او پر از محبت و مهر و صلح و غفران است، آدم حسینی و آدم مسیحی باید اینجوری باشد، ما باید از عمق اسلام آگاه باشیم باید از عمق مسیحیت آگاه باشیم



دکتر انطوان در باره تمدن اسلام و مسیحی می گوید: ما باید از عمق تمدن های شرق آگاه باشیم، تمدن فارسی به اعتقاد ما تمدن عربی را پررنگ تر کرده است، همه ما نسل تمدن اسلامی عربی مسیحی جهانی شرق هستیم، تمدن همه مردم را دربرمی گیرد و نباید آن را به خود محدود کنیم، نباید فکر کنیم که ما در راه درست هستیم و دیگران در راه اشتباه هستند، نه، ما ضعیف و جایز الخطا هستیم و باید از خداوند طلب مغفرت بکنیم، ما سخنان خود را با نام خداوند بخشنده ومهربان شروع می کنیم، و این فقط خداوند نیست که مهربان وبخشنده است، بلکه خدا از ما خواسته است تا همگی مهربان وبخشنده باشیم، ما در خانواده، در مدرسه، در جامعه، در احزاب، در کشورها، در فرهنگ ها، در ادیان و در تمدن ها کمبود مهربانی و بخشندگی داریم، بیایید با هم دیدار و گفتگو کنیم، بیایید شروع تازه بر مبنای آزادی و پیشرفت و پذیرش دیگران را از نو ترسیم کنیم،



دکتر آنطوان ضو فرهنگ صهیونیستی را در شکل گیری جریان های تکفیری پر رنگ می بیند و می گوید: چرا باید همدیگر را بکشیم، آیا این اتفاقات که در جهان عرب شاهدش هستیم باعث سربلندی اسلام و یا مسیحیت می باشد؟ با اینکه این کارها را با اسم اسلام مرتکب می شوند اما ما اسلام و مسلمین را از این پلیدی ها مبرا می دانیم، ما می دانیم که یک جریان اسلام گریزی هست که دستاورد صهیونیست هاست، می خواهند که مردم از اسلام و مسلمین هراس داشته باشند، ما می گوییم نه، اسلام اجازه تجاوز به کسی نمی دهد، متاسفانه بعضی مسلمانان به اراده صهیونیستها عمل می کنند و با همدیگر دعوا و فتنه راه می اندازند، شیعه را دشمن سنی جلوه می دهند و به بدترین شکل ممکن اسلام را برای دیگران معرفی می کنند، یکی می گوید بسم الله الرحمن الرحیم و برادر مسلمان خود را سر می برد! آیا من نباید از این آدم بترسم؟، این فرد که به برادر مسلمان خود رحم نمی کند پس با من چه می کند، بنابراین ما باید این فرهنگ صهیونستی نژادپرستی را از خود دور کنیم، باید فرهنگ وحدت و محبت و مهر را گسترش دهیم.



این روحانی مسیحی عضو مکتب کلیسای مارونی لبنان در راستای توصیه به گفت وگو به جای به کارگیری خشونت ادامه می دهد: <<ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است>> این همان فرهنگی هست که امام علی و امام حسین ما را بدان فراخوانده اند تا باهم گفت وگو و زندگی مشترک داشته باشیم، امام علی نپرسید چی کسی او را کشت امام حسین هم همین طور، ایشان نبش قبر نکرده اند و در تاریخ دنبال تفرقه نگشته اند، ایشان خود را فدای دیگران کرده اند، حضرت مسیح وقتی دید که گروهی به دنبال به صلیب کشیدنش هستند گفت خدایا آنها را عفو کن آنها نادان هستند، ما اهل مغفرت و بخشندگی هستیم، برادران ما که دارند کشته می شوند و یا از دیار خود در سوریه اخراج شده و بی خانمان هستند، ما چگونه باید به آنها کمک کنیم جز این که فرهنگ محبت و وحدت و برادری بین مسلمانان و مسیحیان را گسترش دهیم، گفت وگو باعث زندگی و جنگ باعث مرگ است، بنابراین تنها راه نجات ما در گفت وگوست، ما طرفدار وحدت اسلامی-اسلامی هستیم و همان قدر نیز خواستار وحدت اسلامی- مسیحی هستیم، مسلمانان نه تنها در برابر مسلمانان وظیفه دارند و همین طور مسیحیان نه تنها در برابر مسیحیان وظیفه دارند بلکه ما همه در برابر همدیگر وظیفه و تعهد داریم، بنابراین باید همدیگر را یاری دهیم و عوامل وحدت اسلام و مسیحیت را تقویت کنیم، ما نمی خواهیم اسلام محو مسیحیت بشود و یا مسیحیت محو اسلام شود، هر کس دین خود را دارد و همه ما خدای یکتا را داریم، ما نمی خواهیم مسلمانان را به ترک دین خود دعوت کنیم و نه آنها ما را به این کار فرا بخوانند بلکه ما طرفدار وحدت و محبت و بخشندگی هستیم که امام علی(ع) و امام حسین(ع) و حضرت مسیح(ع) بدان دعوت می کردند، ای مسلمانان ای شیعیان بشنوید: امام حسین نزد ما مسیحیان آدمی است که خود را فدای دیگران کرده، انسانی که خود را فدای دیگران می کند دنبال انتشار محبت است نه خشونت، برای امام حسین مثل بی پناهان گریه نکنید بلکه مثل عاشقان گریه کنید، برای خطاها و ضعف های خود گریه کنید، حسین را که در برابر ظلم و استکبار پیروز شد زنده بدانید و تلاش کنید تا راه او را طی کنید بلکه از ظلم و شر رهایی پیدا کنیم.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 20:53

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کزبلا


ماهاتما گاندي(رهبر استقلال هند):



من زندگي امام حسين، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خواندهrlm; ام و توجه كافي به صفحات كربلا نمودهrlm; ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين پيروي كند.



محمد علي جناح(قايد اعظم پاكستان):



هيچ نمونهrlm; اي از شجاعت، بهتر از آن كه امام حسين از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي rlm;شود. به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايند.



چارلز ديكنز(نويسنده معروف انگليسي):



اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته rlm;هاي دنيايي بود، من نمي rlm;فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.



توماس كارلايل(فيلسوف و مورخ انگليسي):



بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند؛ آنان با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل روبرو مي شود اهميت rlm;ندارد و پيروزي حسين با وجود اقليتي كه داشت، باعث شگفتي من است.



ادوارد براون(مستشرق معروف انگليسي):



آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و درد نگردد؟! حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.



فردريك جمس:



درس امام حسين و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغييرناپذيرند و هم چنين مي رساند كه هر گاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.



ل.م.بويد:



در طي قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته rlm;اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند شركت كردهrlm; ام، هر چند كه ۱۳۰۰ سال از تاريخ آن گذشته است.



واشنگتن ايروينگ(مورخ مشهور آمريكايي):



براي امام حسين(ع) ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن بر اراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسيوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي rlm;داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت، و در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك، و در روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح حسين فناناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي حسين!



توماس ماساريك:



گر چه كشيشان ما هم از ذكر مصايب حضرت مسيح مردم را متأثر مي سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان حسين(ع) يافت مي شود در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصايب مسيح در برابر مصايب حسين(ع) مانند پر كاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.



موريس دوكبري:



در مجالس عزاداري حسين گفته مي شود كه حسين، براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت. پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زيردستي استعمارگران خلاصي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم.



ماربين آلماني(خاور شناس معروف):



حسين(ع) با قرباني كردن عزيزترين افراد خود و با اثبات مظلوميت و حقانيت خود، به دنيا درس فداكاري و جانبازي آموخت و نام اسلام و اسلاميان را در تاريخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت. اين سرباز رشيد عالم اسلام به مردم دنيا نشان داد كه ظلم و بيداد و ستمگري پايدار نيست و بناي ستم هر چه در ظاهر عظيم و استوار باشد، ولي در برابر حق و حقيقت چون پر كاهي بر باد خواهد رفت.



بنت الشاطي:



زينب، خواهر حسين بن علي(ع) لذت پيروزي را در كام ابن زياد و بني اميه خراب كرد و در جام پيروزي آنان قطرات زهر ريخت، در همه حوادث سياسي پس از عاشورا، هم چون قيام مختار و عبدالله بن زبير و سقوط دولت امويان و برپايي حكومت عباسيان و ريشه دواندن مذهب تشيع، زينب قهرمان كربلا نقش برانگيزنده داشت.



لياقت علي خان(نخستين نخست وزير پاكستان):



اين روز محرم، براي مسلمانان سراسر جهان معناي بزرگي دارد. در اين روز، يكي از حزن آورترين و تراژديكrlm;ترين وقايع اسلام اتفاق افتاد، شهادت حضرت امام حسين(ع) در عين حزن، نشانه فتح نهايي روح واقعي اسلامي بود، زيرا تسليم كامل به اراده الهي به شمار مي رفت. اين درس به ما مي آموزد كه مشكلات و خطرها هر چه باشد، نبايستي ما پروا كنيم و از راه حق و عدالت منحرف شويم.



جرج جرداق(دانشمند و اديب مسيحي):



وقتي يزيد، مردم را تشويق به قتل حسين و مأمور به خونريزي مي rlm;كرد، آنان مي گفتند: "چه مبلغ مي دهي؟"



اما انصار حسين به او گفتند: ما با تو هستيم؛ اگر هفتاد بار كشته شويم، باز مي خواهيم در ركابت جنگ كنيم و كشته شويم.



عباس محمود عقاد(نويسنده و اديب مصري):



جنبش حسين، يكي از بي نظيرترين جنبشهاي تاريخي است كه تاكنون در زمينه دعوت هاي ديني يا نهضت هاي سياسي پديدار گشته است... دولت اموي پس از اين جنبش، به قدر عمر يك انسان طبيعي دوام نكرد و از شهادت حسين تا انقراض آنان بيش از شصت و اندي سال نگذشت.



احمد محمود صبحي(نويسنده):



اگر چه حسين بن علي(ع) در ميدان نظامي يا سياسي شكست خورد؛ اما تاريخ، هرگز شكستي را سراغ ندارد كه مثل خون حسين(ع) به نفع شكست خوردگان تمام شده باشد. خون حسين، انقلاب پسر زبير و خروج مختار و نهضت هاي ديگر را در پي داشت، تا آن جا كه حكومت اموي ساقط شد و نداي خونخواهي حسين(ع)، فريادي شد كه با آن تخت ها و حكومت ها را به لرزه درآورد.



آنتوان بارا(نويسنده مسيحي):



اگر حسين از آن ما بود، در هر سرزميني براي او بيرقي بر مي افراشتيم و در هر روستايي براي او منبري بر پا مي نموديم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي خوانديم



گيبون(مورخ انگليسي):



با آن كه مدتي از واقعه كربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نيستيم، اما سختي ها و مشكلاتي كه حضرت حسين <<ع>> تحمل نموده، احساسات سنگين دلrlm;ترين خواننده را بر مي rlm;انگيزد، چندان كه يك نوع عطوفت و مهرباني نسبت به آن حضرت در خود مي يابد.



نيكلسون(خاورشناس معروف):



بني اميه، سركش و مستبد بودند، قوانين اسلامي را ناديده انگاشتند و مسلمين را خوار نمودند... و چون تاريخ را بررسي كنيم، گويد:



دين بر ضد فرمانفرمايي تشريفاتي قيام كرد و حكومت ديني در مقابل امپراتوري ايستادگي نمود. بنابر اين، تاريخ از روي انصاف حكم مي كند كه خون حسين <<ع>> به گردن بني اميه است.



سر پرسي سايكس(خاور شناس انگليسي):



حقيقتا آن شجاعت و دلاوري كه اين عده قليل از خود بروز دادند، به درجهrlm; اي بوده است كه در تمام اين قرون متمادي هر كسي كه آن را شنيد، بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين يك مشت مردم دلير غيرتمند، مانند مدافعان ترموپيل، نامي بلند غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.



تاملاس توندون(رييس سابق كنگره ملي هندوستان):



اين فداكاريهاي عالي از قبيل شهادت امام حسين(ع)، سطح فكر بشريت را ارتقا بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه باقي بماند و يادآوري شود.



محمد زغلول پاشا:



حسين(ع) در اين كار، به واجب ديني و سياسي خود قيام كرده و اين گونه مجالس عزاداري، روح شهامت را در مردم پرورش مي دهد و مايه قوت اراده آنها در راه حق و حقيقت مي گردد.



عبدالرحمان شرقاوي(نويسنده مصري):



حسين(ع)، شهيد راه دين و آزادگي است. نه تنها شيعه بايد به نام حسين ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنيا بايد به اين نام شريف افتخار كنند.



طه حسين(دانشمند و اديب مصري):



حسين(ع) براي به دست آوردن فرصت و از سرگرفتن جهاد و دنبال كردن از جايي كه پدرش رها كرده بود، در آتش شوق مي سوخت. او زبان را درباره معاويه و عمالش آزاد كرد، تا به حدي كه معاويه تهديدش نمود؛ اما حسين، حزب خود را وادار كرد كه در طرفداري حق سختگير باشند.



عبدالحميد جودة السحار(نويسنده مصري):



حسين(ع) نمي توانست با يزيد بيعت كند و به حكومت او تن در دهد؛ زيرا در آن صورت، بر فسق و فجور، صحه مي گذاشت و اركان ظلم و طغيان را محكم مي كرد و بر فرمانروايي باطل تمكين مي نمود. امام حسين به اين كارها راضي نمي شد، گر چه اهل و عيالش به اسارت افتند و خود و يارانش كشته شوند.



علامه طنطاوي(دانشمند و فيلسوف مصري):



داستان حسين عشق آزادگان را به فداكاري در راه خدا بر مي انگيزد و استقبال مرگ را بهترين آرزوها به شمار مي آورد، چندان كه براي شتاب به قربانگاه، بر يكديگر پيشي جويند.



العبيدي(مفتي موصل):



فاجعه كربلا در تاريخ بشر نادرهrlm; اي است، هم چنان كه مسببين آن نيز نادرهrlm; اند... حسين بن علي(ع) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پيمبر اكرم(ص) وظيفه خويش ديد و از اقدام به آن تسامحي نورزيد. هستي خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا كرد و بدين سبب نزد پروردگار،"سرور شهيدان"محسوب شد و در تاريخ ايام،"پيشواي اصلاح طلبان"به شمار رفت؛ آري، به آن چه خواسته بود و بلكه برتر از آن، كامياب گرديد


تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کزبلا

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 27 تير 1395 ساعت: 21:49

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

نویسنده مسیحی سوری الاصل و ساکن کویت، کتاب <<حسین در اندیشه مسیحیت>> را نوشته است، پس از انتشار این کتاب در بین مسلمانان معرفی شد و خودش می گوید که تحت کرامات امام حسین (ع) این کتاب را نگاشته است و کرامات بسیاری نیز از امام در خواب و بیداری دیده است.

کتاب <<حسین در اندیشه مسیحیت>> تاکنون به هفده زبان ترجمه و در پنج دانشگاه و برای دوره های تکمیلی مورد تأیید قرار گرفته است، آنتوان بارا می گوید که علاقه به اهل بیت (ع) را از مقاتل امام حسین (ع) آغاز کرده و همیشه دور و برش پر از کتاب های شیعی بوده است و خانواده اش نه تنها با این امر مشکلی نداشتند بلکه تشویقش می کردند و شمایل امام حسین (ع) را به دلیل شباهت به مسیح (ع) بر دیوار خانه شان آویختند.

بارا، نویسنده، روزنامه نگاری پیشکسوت و نویسنده ای است که 15 کتاب به رشته تحریر درآورده و آثارش ابتدا در حوزه ادبیات، رمان و داستان بوده است، وی می گوید چهار فرزند و چهار نوه است و همه خانواده اش به اهل بیت (ع) علاقه مندند مخصوصاً پسر کوچکش کارشناس موسیقی است و در مدح ائمه (ع) مدیحه سرایی کرده است.

آنتوان بارا که تاکنون 25 بار نهج البلاغه را کامل خوانده می گوید که تاکنون هفت بار به کربلا رفته و هشت بار به ایران سفر کرده و همینطور پیاده روی نجف تا کربلا رفته و حس و حالش دراین ایام وصف نشدنی است.

با این نویسنده مسیحی در حاشیه اجلاس پیرغلامان حسینی(ع) گفت و گو کردیم که مشروح آن را در ادامه می خوانیم:



* ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

-بنده آنتوان بارا، روزنگار و مجری اخبار تلویزیونی در کویت هستم، دکترای تاریخ اسلام و اصول عرفان دارم.

*چند سالتان است؟

- 71 سال.

*متولد چه کشوری هستند؟

-سوریه ولی اکنون ساکن کشور کویت ام.

* شما مسیحی هستید اما درباره امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) کتاب نوشته اید، چطور شد که به اهل بیت (ع) علاقه مند شدید؟

- بنده از کودکی تا جوانی درباره امام حسین (ع) کتاب می خواندم مقاتل مختلف و اولین کتابی هم که خواندم مقتل سید محرم بود و بر آن حاشیه نوشتم همان زمان یکی از دوستانم به من گفت حال که توضیح بر این کتاب می نویسی، خودت هم یک کتاب بنویس در آن زمان بنده هفده سالم بود.

بنابراین در سن 22 سالگی شروع به نوشتن کردم و ابتدا کتاب های عاشقانه می نوشتم و سپس شروع به نوشتن درباره امام حسین (ع) کردم.

کتاب <<حسین در اندیشه و فکر مسیحی>> را 10 سال طول کشید که بنویسم و 35 سال پیش آن را تألیف کردم و کتاب <<زینب فریادی که ادامه دهنده راهی بود>> بیش از 10 سال به طول انجامید و رونمایی آن نیز در ایران بود.

پس از اینکه شروع به تألیف کتاب امام حسین (ع) کردم مدتی متوقف شدم چرا که منابع بسیار زیاد بود و بنده نیز گیج بودم اما دوست من گفت که به برکت امام حسین (ع) قدرت خواهی گرفت و کتاب را تمام می کنی، خلاصه بنده نیز آن کتاب را تمام کردم اما پس از آن دیگر مثل آن کتاب نتوانستم بنویسم.

در منزل مسیحیان عرب شمایل امام حسین (ع) وجود دارد

*آیا توجه به اهل بیت (ع) شما را از خانواده تان دور ساخت یا خیر؟

-خیر بنده از سوی خانواده هیچ محدودیتی نداشتم چرا که مسیحیان عرب بینش بازی دارند و به اهل بیت (ع) احترام زیادی می گذارند در خانه همه مسیحیان عرب شمایل امام حسین (ع) وجود دارد چرا که ما معتقدیم ایشان بسیار شبیه مسیح (ع) هستند.

در مدرسه اسلامی تحصیل کردم

*بنابراین در زمینه پژوهش هایی که انجام دادید، چه اندازه تربیت خانواده تان تأثیرگذار بوده؟

-خوشبختانه به لحاظ خانوادگی هیچ مشکلی نداشتم چرا که بنده در خانه اتاقی داشتم که در آن بیش از 400 منبع اسلامی دور و بر من بود و در مدرسه اسلامی هم درس می خواندم درحالیکه همه دوستانم در مدرسه مسیحی بودند در مدرسه اسلامی هم باید درس بینش اسلامی می خواندند که البته برای من اجباری نبود اما بنده خودم این درس را انتخاب کردم و در آن شاگرد اول هم شدم.

روزنامه نگاران من را مسیحی شیعه شده می نامند

*شما بیشتر برای چه ادیانی سخنرانی می کنید؟ مسیحیان؟

-خیر برای همه ادیان. روزنامه نگاران بنده را مسیحی شیعه شده نامگذاری کرده اند حتی در یک جلسه ای یکی از بانوان حاضر مرا به حضور طلبید و گفت که شما مسیحی نیستی، یک شیعه اصیل هستی.

*شما به کربلا سفر کرده اید در زمان سفر آیا حس و حال خاصی داشتید؟

-بله بنده هفت بار به کربلا رفتم و خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، در کنگره بهار شهادت و باران غدیر سخنرانی کردم و حس و حالم را بازگو کردم الان بعد از این سفر به اهواز مستقیم به نجف اشرف می روم و آنجا نیز سخنرانی دارم.

*تا به حال در خواب و رؤیا امام حسین (ع) را دیده اید؟

-بله بسیار زیاد.

*می توانید یکی از آنها را برای ما تعریف کنید؟

-بله یکی از رؤیاهایم درباره امام حسین به پیش از نگارش کتاب ایشان باز می گردد، شب پیش از نگارش کتاب امام (ع) را در خواب دیدم از دیدن امام بسیار ترسیده بودم ولی در درون خود یک راحتی خاصی احساس کردم و بعد تصمیم به نگارش کتاب گرفتم.

یکی دیگر از کرامات امام را نیز در بغداد دیدم زمانی که با ماشین پژو خودم از پل بغداد که بین این شهر و شهر دیگری است عبور می کردم که ناگهان ماشینم خراب شد و مردم آن را هل دادند تا بعد از پل، آنجا که یک پیرزنی به نام امه عمار را دیدم که خرما می فروخت یا توزیع می کرد، به من گفت بیا بخور من گفتم نمی توانم مشغول تعمیر ماشین هستم، اما باز اصرار کرد که بخور، بعد از من پرسید که کجا می روی؟.

گفتم: کربلا، او هم گفت این خرما را بخور و بقیه را برای زوار امام حسین (ع) ببر. سادگی زن باعث شد خرما را بگیرم و بخورم و بقیه را در ماشین گذاشتم خلاصه ماه رمضان بود، روزه نبودم ولی آن زن روزه بود، پیش از اینکه جرثقیل برسد ماشین روشن شد و تا نزدیک کربلا رسیدم مردی را دیدم که با من ابراز آشنایی کرد ولی من او را نمی شناختم او به من گفت که چرا خبر ندادی به اینجا می آیی؟ خلاصه تا زمانی که به کویت برسم ماشین خراب نشد و بعد که به تعمیرگاه رسیدم، تعمیرکار به من گفت که چطور با این ماشین تا اینجا آمدی؟ یک قطعه از آن ذوب شده و اصلا وجود ندارد، خلاصه این از کرامات امام بود.




نحوه شهادت علی اصغر (ع) مرا به گریه می اندازد

*تا به حال برایتان اتفاق افتاده که در زمان تحقیق یا کار برای امام حسین (ع) گریه کنید؟

-بله البته نه فقط زمانی که تحقیق می کردم بلکه زمان سخنرانی ها هم به ویژه وقتی قضیه علی اصغر (ع) و تیری که از سمت حرمله به گلوی او شلیک شد را تعریف می کردم، گریه ام می گیرد.

*استاد چند فرزند دارید؟

-4 فرزند و 4 نوه

*شنیدیم که یکی از فرزندانتان مداح است؟

-بله، یوسف فرزند آخرم 23 سال سن و فوق لیسانس موسیقی دارد، یازده سال است که مداح است و تواشیح دینی هم در مدح پیامبر (ص) و حتی جلال الدین رومی (مولانا) می خواند.

به اعتقاد من مهم این نیست که مسیحی یا مسلمان باشی مهم این است که عقیده ات چیست بنده و خانواده ام متمسک به اهل بیت (ع) هستیم خیلی مسلمانان هستند که به اهل بیت (ع) اعتقاد ندارند و برعکس ولی ما اعتقاد خاصی داریم.

*شما به عنوان یک غیر ایرانی و مسلمان نظرتان درباره معارف اهل بیت (ع) و ترویج آن پس از انقلاب اسلامی در ایران چیست؟

-بنده پس از تألیف کتاب امام حسینم هشت بار به ایران آمدم خدا را شکر پس از انقلاب اسلامی به لحاظ توجه به امام رضا (ع) و گردهمایی ها و سمینارهایی که در حوزه مذهبی برگزار می شود، بسیار جای تشکر است و بنده اینها را در ایران رضایت بخش می بینم.

*در رونمایی کتابتان درباره حضرت زینب (س) فرمودند که از نجف به کربلا پیاده روی کردید، چه حسی داشتید؟

-خیلی عجیب بود ما مسافرتمان را از حرم امام علی (ع) و وادی السلام آغاز کردیم و سه روزه به کربلا رسیدیم دراین مدت نه خواب و خوراک و شیرینی های جورواجور داشتیم به هیچ کدام اهمیت ندادیم هدف ما بالاتر بود حتی در سوریه هم مقبره حضرت زینب (ص) رفتیم و خودمان را بسیار کوچکتر از جایگاه رفیع ایشان دانستیم.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 27 تير 1395 ساعت: 4:44

تور کربلا. تور هوایی کربلا.تور زمینی کربلا.

آقاي حاج سيد اسماعيل هاشمي تعریف مي كند:
در زمان حاج شيخ عبدالكريم حائري (رضوان الله تعالي عليه ) و داستان بي حجابي رضاخان قُلدر، دو تا پاسبان بودند كه خيلي اذيت مي كردند.
روزي زني با روسري از خانه بيرون مي آيد، يكي از اين پليسها او را تعقيب مي كند، آن زن هر چه او را قسم مي دهد و حضرت اباالفضل (ع) را شفيع قرار مي دهد در او اثر نمي بخشد. بلكه آن بي حيا توهين هم مي كند كه اگر اباالفضل كاري از او ساخته مي شد نمي گذاشت دستهاي او ... همان روز بحمام مي رود و دلش درد مي گيرد، معالجات اثر نمي كند و بدرك مي رسد. غسّال گفته بود: ديدم ، مثل اينكه سيلي به صورتش خورده شده باشد صورتش سياه شده بود.
پليس ديگر شقاوت بيشتري داشت ، گاهي وارد خانه ها مي شد و زنها را از خانه بيرون مي آورد و روسري از آنها برمي داشت .
زني او را به حضرت اباالفضل (ع) قسم مي دهد كه اذيت نكن ، در جواب مي گويد: اگر حضرت كاري از او ساخته مي شد.... زن ناراحت مي شود و نفرين مي كند: حضرت عباس جزايت را بدهد. همان شب مامؤ ريت پيدا مي كند.
كشيك بازار شود.
وقتي مي خواسته از سوراخ درب اطاق نگهباني نگاهي به بازار كند. دستي به پشت گردن او مي خورد و از اطاق بازار پائين مي افتد و به درك مي رسد.
روز بعد براي خوشحالي ، تمام بازار را چراغاني مي كنند .
تور کربلا. تور هوایی کربلا.تور زمینی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 26 تير 1395 ساعت: 11:57

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


حضرت اسماعيل عليهrlm;السلام گوسفندان زیادی داشت. روزي چوپان، گوسفندان را براي چرا به صحرا برده بود و از آنrlm;ها مراقبت ميrlm;کرد ناگهان چوپان متوجه شد که گوسفندان ازرود فرات نميrlm;نوشند، جريان را به حضرت اسماعيل عليهrlm;السلام گفتند و آن حضرت نيز از پروردگارش چاره جويي کرد. آن گاه از طرف خداوند ندا رسيد: از خود گوسفندان علت آن را بپرس حضرت اسماعيل عليهrlm;السلام از گوسفندان پرسيد: چرا از اين آب نميrlm;خوريد؟ آنrlm;ها به ارادهrlm;ي خداوند گفتند: فرزندت امام حسين عليهrlm;السلام در اين سرزمين و در کنار اين نهر، تشنه به شهادت ميrlm;رسد، ما نيز به خاطر غم و مصيبت او از اين آب نخواهيم خورد. (بحارالانوار، ج 44، ص 243. )


تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 2:01

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

يکي از دوستان شيخ رجبعلي خياط تعریف ميrlm;کند: همراه شيخ به کاشان رفتيم. عادت شيخ اين بود که هر جا وارد ميrlm;شد به زيارت اهل قبور ميrlm;رفت. هنگامي که وارد قبرستان کاشان شديم، شيخ فرمود: <<السلام عليک يا أباعبدالله>>. چند قدمي که جلوتر رفتيم شيخ فرمود: بويي به مشامتان نرسيد؟ همراهان گفتند: نه! دوباره کمي جلوتر رفتيم و از مسئول قبرستان سؤال کرديم، شيخ از او پرسيد امروز در اين جا کسي را دفن نکردهrlm;اند؟ مسئول قبرستان پاسخ داد: جلوي پاي شما فردي را دفن کردهrlm;اند، سپس ما را سر قبر او برد و در آن جا همهrlm;ي ما بوي سيب سرخ را استشمام کرديم، از شيخ پرسيديم: اين چه بويي است؟ شيخ رجبعلي فرمود: وقتي اين بندهrlm;ي خدا را در اين جا دفن کردند، حضرت امام حسين عليهrlm;السلام تشريف آوردند و به خاطر اين شخص، عذاب از اهل قبرستان برداشته شده است.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 2:01

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

در شب 26 ماه صفر 1236 در نجف اشرف در خواب حضرت عزرائيل ملك الموت (ع) را ديدم پس از سلام پرسيدم از كجا مي آيي ؟
فرمود: از شيراز مي آيم و روح ميرزا ابراهيم محلاتي را قبض كردم .
گفتم : روح او در برزخ در چه حال است ؟
فرمود: در بهترين حالات و در بهترين باغهاي عالم برزخ و خداوند هزار ملك موكل او كرده است كه فرمان او را مي برند.

گفتم : براي چه عملي از اعمال به چنين مقامي رسيده است ؟

آيا براي مقام علمي و تدريس و تربيت شاگردان ؟ فرمود نه . گفتم : آيا براي نماز جماعت و رساندن احكام دين بمردم ؟ فرمود: نه . گفتم : پس براي چه ؟ فرمود: براي زيارت عاشوراء. (مرحوم ميرزاي محلاتي سي سال آخر عمرش زيارت عاشوراء را ترك نكرد و هر روزي كه بيمار ي يا امري كه داشت و نمي توانست بخواند نايب مي گرفته است ). چون شيخ از خواب بيدار مي شود فردا به منزل آية اللّه ميرزا محمّد تقي شيرازي مي رود و خواب خود را براي ايشان نقل مي كند.
مرحوم ميرزا تقي گريه مي كند و از ايشان سبب گريه را مي پرسند؟ مي فرمايد: ميرزاي محلاتي از دنيا رفت و استوانه فقه بود، به ايشان گفتند: شيخ خواب ديده واقعيت آن معلوم نيست .
ميرزا فرمود: بلي خواب است اما خواب شيخ مشكور است نه افراد عادي ، فرداي آنروز تلگراف فوت ميرزاي محلاتي از شيراز رؤ ياي شيخ مرحوم آشكار مي گردد.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 2:01

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا

هنگامي که جبرئيل عليهrlm;السلام براي گفتن تهنيت و شادباش خدمت امام حسين عليهrlm;السلام آمد، در بين راه فرشتهrlm;اي را ديد که ناله و فرياد ميrlm;کند، جبرئيل نزديک آن ملک که فطرس نام داشت آمد، جبرئيل عليهrlm;السلام از او پرسيد اي فطرس! براي چه اين طور ميrlm;نالي؟ فطرس گفت:اي جبرئيل عليهrlm;السلام! حق تعالي مرا به کاري امر کرد؛ ولي من سرپيچي کردم و اين طور پر و بالم سوخت. فطرس ملک به جبرئيل گفت: شما کجا ميrlm;روي؟ جبرئيل عليهrlm;السلام گفت: من خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله ميrlm;روم. فطرس نالهrlm;اي کرد و گفت: اگر امکان دارد مرا هم با خود ببر تا شايد آن حضرت در حق من دعا کند تا پر و بالم به حالت اول بازگردد. آن گاه جبرئيل عليهrlm;السلام و فطرس ملک خدمت آن حضرت رسيدند، در آن لحظه امام حسين عليهrlm;السلام در کنار پيامبر صلي الله عليه و آله بود، حضرت فرمودند:اي فطرس! جلو بيا و خود را بر بدن حسين عليهrlm;السلام بمال، فطرس نيز بدن خود را به بدن آقا امام حسين عليهrlm;السلام ماليد و در همان لحظه پر و بال فطرس ملک باز شد و پرواز کرد و به مقام و مکان خود مراجعت کرد، مدتي نگذشته بود که واقعه کربلا پيش آمد و حضرت امام حسين عليهrlm;السلام در سرزمين کربلا به شهادت رسيدند. فطرس ملک از واقعه کربلا اطلاع پيدا کرد و گفت: الهي! کاش من خبردار ميrlm;شدم و با دوستان خود ميrlm;آمدم و با دشمنان امام حسين عليهrlm;السلام ميrlm;جنگيدم، ندا آمد که با هفتاد هزار فرشته که تابع تو هستند برويد و بر سر قبر مطهر آن حضرت آماده شويد و در سوگ و مصيبت آن حضرت گريه کنيد. سپس فطرس ملک با دوستان خود در سرزمين کربلا فرود آمد و به آن چه خداوند به او امر فرموده بود تا روز قيامت مشغول شدند. ( تحفةالمجالس. )

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: پنجشنبه 24 تير 1395 ساعت: 2:01

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

اگر مردم مي دانستند كه در زيارت قبر حضرت امام حسين بن علي (ع ) چه فضل و ثوابي است حتما از شوق و ذوق قالب تهي مي كردند و بخاطر حسرت ها نفس هايشان به شماره افتاده و قطع خواهد شد. راوي مي گويد: عرض كردم : در زيارت آن حضرت چه اجر و ثوابي مي باشد.


حضرت فرمودند: كسي كه از روي شوق و ذوق به زيارت آن حضرت رود خداود متعال هزار حجّ و هزار عمره قبول شده برايش مي نويسد و اجر و ثواب هزار شهيد از شهداء بدر و اجر هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب آزاد نمودن هزار بنده كه در راه خدا آزاد شده باشند برايش منظور مي شود و پيوسته در طول ايام سال از هر آفتي كه كمترين آن شيطان باشد محفوظ مانده و خداوند متعال فرشته كريمي را بر او موكّل كرده كه وي را از جلو و پشت سر و راست و چپ و بالا و زير قدم نگهدارش باشد و اگر در اثناء سال فوت كرد فرشتگان رحمت الهي بسويش حاضر شده و او را غسل داده و كفن نموده و برايش استغفار و طلب آمرزش كرده و تا قبرش مشايعتش نموده و به مقدار طول شعاع چشم در قبرش وسعت و گشايش ايجاد كرده و از فشار قبر در امانش قرار داده و از خوف و ترس دو فرشته منكر و نكير بر حذرش مي دارند و برايش دربي به بهشت مي گشايند و كتابش را به دست راستش مي دهند و در روز قيامت نوري به وي اعطاء مي شود كه بين مغرب و مشرق از پرتو آن روشن مي گردد و منادي نداء مي كند:
اين كسي است كه از روي شوق و ذوق حضرت امام حسين بن علی(ع ) را زيارت كرده و پس از اين نداء احدي در قيامت باقي نمي ماند مگر آنكه تمنّا و آرزو مي كند كه كاش از زوّار حضرت اباعبداللّه الحسين (ع ) می بود.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: چهارشنبه 23 تير 1395 ساعت: 6:02

تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.

مقدس اردبيلي مي فرمايد: آمدم شهر كربلا زيارت اربعين بود از بسكه ديدم زائر آمده و شلوغ است ، گفتم : داخل حرم نروم با اين طلبه ها مزاحم زوار از راه دور آمده نشويم .
گفتم : همين گوشه صحن مي ايستم زيارت مي خوانم ، طلبه ها را دور خودم جمع كردم يك وقت گفتم : طلبه ها اين آقا طلبه اي كه در راه براي ما روضه مي خواند كجا است ، گفتند: آقا در بين اين جمعيت نمي دانيم كجا رفته است .

در اين اثناء ديدم يك عربي مردم را مي شكافت و بطرف من آمد و صدا زد ملا احمد مقدس اردبيلي مي خواهي چه كني ؟ گفتم مي خواهم زيارت اربعين بخوانم ، فرمود: بلندتر بخوان من هم گوش كنم .
زيارت را بلندتر خواندم يكي دو جا توجه ام را به نكاتي ادبي داد وقتي كه زيارت تمام شد به طلبه ها، گفتم : اين آقا طلبه پيدايش نشد؟ گفتند: آقا نمي دانيم كجا رفته است يك وقت اين عرب بمن فرمود مقدس اردبيلي چه مي خواهي ، گفتم : يكي از اين طلبه ها در راه براي ما گاهي روضه مي خواند، نمي دانم كجا رفته ، مي خواستم اينجا بيايد و براي ما روضه بخواند.

آقاي عرب بمن فرمود مقدس اردبيلي مي خواهي من برايت روضه بخوانم ؟ گفتم : آري آيا به روضه خواندن واردي ؟ فرمود: آري كه در اين اثناء ديدم عرب رويش را به طرف ضريح اباعبداللّه الحسين (ع ) كرد و از همان طرز نگاه كردن ما را منقلب كرد يكوقت صدا زد يا اباعبداللّه نه من و نه اين مقدس اردبيلي و نه اين طلبه ها هيچ كدام يادمان نمي رود از آن ساعتي كه مي خواستي از خواهرت زينب (عليهاالسلام ) جدا شوي در اين هنگام ديدم كسي نيست فهميدم اين عرب مهدي زهرا(عليهاالسلام ) بوده واقعا ساعت عجيبي بود

تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: چهارشنبه 23 تير 1395 ساعت: 6:02

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

اين شهر كه در فاصله 35 كيلومترى شمال شرق شهر كوفه و در مسير بزرگراه نجف-بغداد قرار دارد شهر كوچكى است و نام خود را از قبر حضرت ذى الكفل عليه السلام كه يكى از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل است و در اين شهر مدفون شده،بر گرفته است.

نام اين پيامبر حزقيل يا حزقيال است و به علت آنكه كفالت قوم يهود را در دوران اسارت در بابل به عهده داشت بدين نام معروف گرديد.اين پيامبر نزد قوم يهود از مقام والايى برخوردار است،زيرا توانست تورات حضرت موسى عليه السلام را پس از آتش گرفتن هيكل حضرت سليمان در اورشليم از سوى بخت نصر،مجددا باز نويسى كند.تا سالهاى پيش از دهه پنجاه ميلادى،هر ساله در ماه حزيران،هزاران يهودى براى زيارت آرامگاه او به اين شهر كوچك مى آمدند و به مدت يك هفته مراسم مذهبى انجام مى دادند.ساختمان آرامگاه از دوران مغول است و داراى گنبدى است مخروطى و كنگره دار.در قسمتى از آرامگاه،مسجدى كهن با گلدسته اى بر افراشته از همان دوران وجود دارد.در گوشه و كنار اين آرامگاه،قبور بسيارى از بزرگان يهود ديده مى شود.

در مدخل جنوبى شهر و در ميان نخلستانها،آرامگاه رشيد هجرى يكى از ياران و شاگردان با وفاى امير المؤمنين على عليه السلام قرار دارد.وى در دوران معاويه به جرم پايدارى در دوستى و محبت به امير المؤمنين،به دستور او به شهادت رسيد.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: سه شنبه 22 تير 1395 ساعت: 8:50

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

سيد جلیل القدر جناب آقاي سيد محمد جعفر روایت ميrlm;کند: يک سال به همراه مرحوم والده به کربلا مشرف شدم، والده سخت مريض شد، مريضي مادرم چهل روز ادامه داشت و به خاطر مداواي آن مقروض شدم. در اين چند روز هيچ کمکي از اطراف به من نشد، به ناچار به حرم مطهر امام حسين عليهrlm;السلام رفتم و بالاي سر حضرت ايستادم و عرض کردم: آقا جان! شما که جريان حقير را ميrlm;دانيد، پس به داد من برسيد.


وقتي از حرم آقا خارج شدم پس از اين که چند قدم راه رفتم مرحوم آيةالله آقا ميرزا محمد تقي شيرازي (اعلي الله مقامه) به من رسيد و گفت: شما از طرف ميرزا سفارش شدهrlm;ايد که هر چه نياز داريد به شما بدهم. به او گفتم: تا چه اندازه ميrlm;توانيد مرا کمک کنيد؟

مرحوم شيرازي گفت: هر چقدر که احتياج داريد مشخص کنيد، آنrlm;گاه ايشان مقدار زيادي پول به من دادند و قرضي که داشتم ادا کردم و تا زماني که در کربلا بودم تمام مخارج و بدهيrlm;هاي من داده شد.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 21 تير 1395 ساعت: 1:31

تور کربلا. تور زمینی کربلا تور هوایی کربلا

روایت ميrlm;کنند که در شهر مدينه، مردي که در کمال ثروت و توانگري بود به خدمت امام حسين عليهrlm;السلام رسيد و با آن حضرت دربارهrlm;ي ازدواج با زنی ثروتمند مشورت کرد و گفت: ميrlm;خواهم با فلان زن که مال و منال زيادي دارد ازدواج کنم

امام حسين عليهrlm;السلام فرمودند: اگر با او ازدواج کني نيازمند و پريشان ميrlm;شوي. مدتي نگذشت که آن مرد با مشورت امام مخالفت کردو آن زن را به عقد خود درآورد و بعد از مدت کوتاهي همه دارايي و مال او از بين رفت و در کمال فقر و احتياج به سر برد. روزي خدمت امام حسين عليهrlm;السلام آمد در حالي که پشيمان شده بود، امام فرمودند: من تو را از اين کار منع کردم؛ ولي تو بر خلاف گفته من عمل کردي، اکنون اگر نظر من را ميrlm;خواهي با فلان زن ازدواج کن؛ که وضع مالي خوبي ندارد. آن مرد به فرمايش امام عمل کرد و روزي زيادي نصيب او شد. ( تحفةالمجالس.)

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 21 تير 1395 ساعت: 1:31

تور کربلا هوایی

تور کربلا هوایی از تهران تیرماه همین هفته

تورهای کربلا هوایی هر هفته سه مرتبه اعزام کاروان به عتبات عالیات

مشرف شوید به کربلا و نجف

تور کربلا هوایی از تهران تیرماه همین هفته


قابل توجه تمام دوست داران و عاشقان اهل بیت (ع) که آرزوی زیارت امام حسین (ع) و یاران با وفایش را دارند. بار دیگر با برنامه ریزی های بعمل آمده و همانگی های انجام شده در رابطه با برگزاری تور کربلا به قصد زیارت و استفاده از انوار الهی ائمه اطهار (ع) آماده شده ایم تا تور زیارتی کربلا و نجف اشرف را بعد از ماه مبارک رمضان تدارک ببینیم.

############تور کربلا هوایی############

تور زیارتی کربلا با هواپیما به مدت 5 شب اقامت در شهر مقدس کربلا و 2 شب اقامت در شهر مقدس نجف اشرف می باشد. زوار این تور زیارتی کربلا و نجف را از تاریخ یکم مرداد نود و سه به کربلا اعزام می شوند. و در روز هشتم مرداد نود و سه زوار تربت پاک امام حسین (ع) به میهن اسلامی بر می گردند.

هواپیمایی مورد استفاده شرکت قشم ایر است که برای رفت به کربلا و برگشت از کربلا انتخاب شده است.


##########تور کربلا هوایی تیرماه##############

خدمات ارائه شده در تورکربلا به شرح زیر است :

تهیه و رزرو بلیط رفت و برگشت هواپیمایی شرکت قشم ایر

اقامت در هتلهای کربلا و نجف اشرف همراه با صرف تمام وعده های غذایی

ترانسفرفرودگاهی

گشت شهر کربلا و گشت در شهر نجف

راهنما و آشپز ماهر ایرانی

بیمه مسافرتی هر زائر

انجام کارهای ویزا


##########تور کربلا هوایی تیرماه##############

تور کربلا هوایی در مردادماه و عید فطر


##########تور کربلا هوایی تیرماه##############


قیمت برای هر نفر زائر به صورت هوایی مبلغ یک میلیون و پانصد و پنجاه هزار تومان


مدارک مورد نیاز برای تور کربلا برای هر نفر زائر :

اصل گذر نامه که حداقل 6 ماه اعتبار داشته باشند.

2 قطعه عکس رنگی زمینه روشن

##########تور کربلا هوایی تیرماه##############

توضیحات مهم:

پرداخت عوارض خروج از کشور و و ورودی به کشور عراق هر مبلغی که باشد به عهده مسافر است.

اگر نرخ ارز بالا برود قیمت تور زیارتی به کربلا نیز بالا می رود.

##########تور کربلا هوایی تیرماه##############

جهت تور کربلا مرداد ماه به مناسبت عید فطر با ما تماس بگیرید.

بدلیل محدودیت در ظرفیت اولویت با کسانی است که زودتر ثبت نام نموده اند.

88548853.................سادت سیر

09382561688



تير کربلا هوایی ,تور کربلا,تور زیارتی به کربلا,قیمت تور زیارتی به کربلا , تور زیارتی کربلا ,زیارت امام حسین (ع)

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 20 تير 1395 ساعت: 23:12


تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


نيمه شبي در اطاق خودم كه كنار در حياط منزل آقاي حاج شيخ محمد تقي بافقي بود، خوابيده بودم ، ناگهان صداي پائي در داخل حياط مرا از خواب بيدار كرد من فورا از جا برخاستم . ديدم جواني وارد منزل شده و در وسط حياط ايستاده است نزد او رفتم و گفتم شما كه هستيد و چه ميخواهيد؟ مثل آنكه نميتوانست فورا جواب مرا بدهد حالا يا زبانش از ترس گرفته بود و يا متوجّه نشد كه من به فارسي به او چه ميگويم زيرا بعدا معلوم شد اواهل بغداد و عرب است ولي مرحوم آقاي بافقي قبل از آنكه او چيزي بگويد از داخل اطاق صدازد كه حاج عباس او يونس ارمني است و بامن كار دارد او را راهنمائي كن كه نزد من بيايد. من او را راهنمائي كردم او به اطاق آقاي بافقي رفت .


مرحوم آقاي بافقي وقتي چشمش به او افتاد بدون هيچ سؤ الي به او فرمود: احسنت ، مي خواهي مسلمان شوي ، او هم بدون هيچ گفتگوئي به ايشان گفت ، بلي براي تشرف به اسلام آمده ام .
مرحوم آقاي بافقي بدون معطلي بلافاصله آداب و شرايط تشرف به اسلام را به ايشان عرضه نمود و او هم مشرّف به دين مقدّس اسلام شد، من كه همه جريانات برايم غير عادّي بود از يونس تازه مسلمان سؤ ال كردم كه جريان توچه بوده و چرا بدون مقدّمه به دين مقدس اسلام مشرف گرديدي و چرا اين موقع شب را براي اين عمل انتخاب نمودي ؟


او گفت : من اهل بغدادم و ماشين باري دارم و غالبا از شهري به شهري بار مي برم يك روز از بغداد به سوي كربلا مي رفتم ، ديدم در كنار جادّه پيرمردي افتاده و ازتشنگي نزديك به هلاكت است ، فورا ماشين را نگه داشتم و مقداري آب كه در قمقمه داشتم به او دادم ، سپس او را سوار ماشين كردم و به طرف كربلا بردم ، او نمي دانست كه من مسيحي و ارمني هستم ، وقتي پياده شد گفت : برو جوان حضرت ابوالفضل العبّاس اجر تو رابدهد. من از او خدا حافظي كردم و جدا شدم ، پس از چند روز باري به من دادند كه به تهران بياورم ، امشب سر شب به تهران رسيدم و چون خسته بودم خوابيدم ، درعالم رؤ يا ديدم در منزلي هستم و شخصي در آن منزل را مي زند، پشت در رفتم و در را باز كردم ديدم شخصي سوار اسب است و مي گويد: من ابوالفضل العباس هستم ، آمده ام حقّي كه به ما پيدا كردي به تو بدهم . گفتم چه حقي ؟
فرمود: حق زحمتي كه براي آن پيرمرد كشيدي سپس اضافه فرمود و گفت :


وقتي از خواب بيدار شدي به شهر ري مي روي شخصي تو را بدون آنكه تو سئوال كني به منزل آقاي شيخ محمد تقي بافقي مي برد و قتي نزد ايشان رفتي به دين مقدّس اسلام مشرف مي گردي .
من گفتم چشم قربان و آن حضرت از من خدا حافظي كرد و رفت ، من از خواب بيدار شدم و شبانه به طرف حضرت عبدالعظيم حركت كردم ، در بين راه آقائي را ديدم كه بامن تشريف مي آورند و بدون آنكه چيزي از ايشان سئوال كنم ، مرا راهنمائي كردند و به اينجا آوردند و من مسلمان شدم . وقتي ما از مرحوم آقاي حاج شيخ محمد تقي بافقي سئوال كرديم كه شما چگونه او را شناختيد و مي دانستيد كه او آمده است كه مسلمان بشود؟ فرمود: آن كس كه او را به اينجا راهنمائي كرد (حضرت حجة بن الحسن)میداندکه چه نام دارد وچه مي خواهد.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 19 تير 1395 ساعت: 23:23

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


جمال الدين الخليعي موصلي پدر او حاكم موصل و ناصبي و يكي از دشمنان اهل بيت (عليهم السلام ) بود، مادرش هم ناصبيه بود چون پسري برايش متولد نمي شد به مقتضاي عقيده فاسد خودش نذر كرد كه اگر خداي تعالي به او پسري عطا كند به شكرانه او پسر را سر راه زوارهاي حضرت اباعبداللّه (ع) بفرستد تا زوارها از شام و جبل عامل كه مي آيند و عبور آنها به موصل مي شود آنها را به قتل برساند.

بعد از مدتي جمال الدين به دنیا امد. چون به حدّ جواني رسيد مادرش او را از نذر خود با خبر مي كند لاجرم با مادرش از عقب زواريكه از موصل عبور كرده بودند رفت .
چون به مسيب رسيد، ديد زوار از جسر عبور كرده اند همان جا توقف كرد تا هنگامي كه مراجعت كردند آنها را به قتل برساند. در كناري كمين كرده بود كه در همين حال خوابش برد در عالم خواب ديد قيامت شده ملائكه آمدند او را گرفتند و در آتش جهنم انداختند آتش او را نسوزاند وبه او اثر نكرد.
ملك جهنم خطاب كرد به آتش ، چرا او را نمي سوزاني ؟
آتش گفت : غبار (زوّار) كربلا به او نشسته است ، او را بيرون آوردند، شستشويش دادند دو باره او را در آتش انداختند باز آتش او را نسوزاند. ملك گفت : چرا ديگر او را نمي سوزاني ؟ آتش گفت : شما ظاهر او را شستيد اما غبار داخل درجوف او شده ! از خواب بيدار شد و از آن عقيده فاسدوپلید برگشت و مذهب تشيع را اختيار كرد و مشغول مداحي حضرت اميرالمؤ منين (ع) شد و بعضي مي نويسند آمد كربلا و بعضي شعراء به او اين شعر را نسبت داده اند.
اِذا شِئْتَ النَّجاةَ فَزُرْ حُسَيْنا لِكَيْ تَلْقي اِلا لَه قَريرَ عَيْنِ فَاِنَّ النّارَ لَيْسَ تَمُسُّ جِسْما عَلَيْهِ غُبارُ زُوّارِ الْحُسَيْنِ
يعني اگر نجات از آتش مي خواهي پس زيارت كن آقا امام حسين (ع) را زيرا غبار زوار حسين (ع) بر او نشسته باشد.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: شنبه 19 تير 1395 ساعت: 2:22

تور کربلا. تور زمینی کربلا.تور هوایی کربلا.

حاج شيخ مهدي كرمانشاهي از پدر بزرگوارش نقل مي كرد:
در حرم حضرت اباالفضل العباس (ع) مشرف بودم اياّم ، اياّم زيارتي و حرم پر از جمعيت بود، در اين اثناء مرد و زن عربي با هم مشغول زيارت خواندن شدند و دور ضريح طواف مي كردند تا اينكه به بالاي سر حضرت اباالفضل (ع) رسيدند.

يك وقت ديدم همسر آن مرد عرب به ضريح چسبيد به طوري كه تمام اعضايش از سر و صورت و پيشاني و بيني و شكم و دست و پا همه به ضريح ميخ كوب شد. از هول اين حادثه صداي ناله و شيون مردم بلند شد و هر چه خواستند او را از ضريح جدا كنند نمي شد تا اينكه صداي فرياد شوهرش بلند شد و گفت : يا عباس زن من پيش شما گرو باشد من الان مي روم گاوميش را مي آورم و بعد رفت . معلوم شد اينها گاوميشي را نذر حضرت كرده بودند ولي بعد پشيمان شده و به نذرشان عمل نكرده بودند.
كم كم مردم جمع شدند به نحوي كه حرم و رواق و ايوان طلا پر از جمعيت شد و جلوي رفت و آمد بسته شد.
همه منتظر نتيجه بودند كه آخرش چه مي شود.
ما گمان كرديم منزل اين عرب دو سه فرسخي شهر است و رفتن و آمدنش چند ساعت طول مي كشد ولي مثل اينكه نزديك بود، چون بعد از ساعتي ديدم افسار يك گاوميش چاق را گرفته و دارد مي آيد.
به مجرد وارد شدمردم هلهله و شادي كردند و صلوات فرستادند.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 20:50

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


حضرت حاج آقاسيد وليّ الله طبسي رضوان الله تعالي عليه در مورد کرامات حضرت عباس فرمودند:


در اواخر دولت عثماني كربلا غرق در بلا و ابتلا و گرفتاري ومحنت بود و اهالي آن با حكومت در مجادله بودند.
من با چند سر عائله در نهايت فقر و سختي بسر مي برديم . ضمناً هر هفته عصرهاي جمعه روضه مان ترك نمي شد و هر چه كه مي توانستم و اقتضاي حال بود و لو خرما به مجلس مي آوردم . يك هفته اي قدري خرماي زاهدي براي مجلس ذخيره كرده بودم ، از قضاء چند نفر از اعراب توابع كربلا كه از ترس جنگ به آقا حضرت عباس (ع) پناهنده شده بودند، مهماني به منزل ما آمدند. (چون خانه ما در جوار آن حضرت بود). در خانه چيزي نبود مجبور شدم با خرماهاي زاهدي از آنها پذيرائي كنم .

چند روز از اين اتفاق گذشت ، صبح روزجمعه شد، رفتم توي فكر روضه و تهيه اسباب آن ، به خانه يكي از دوستان رفتم كه دو قران از او قرض بگيرم ، ولي متاسفانه پول نداشت ، وقت برگشتن وارد صحن حضرت سيدالشهداء (ع) شدم ، با خودم گفتم :

غنيمت است تاينجا كه آمديم يك زيارتي هم بكنم . بعد از اينكه از حرم بيرون آمدم ، با ازدحام مردم كه از طرف خيمه گاه به طرف صحن بود. مواجه شدم ، چون منزل آسيدعلي مسئله گو از توپ صدمه ديده بود، متزلزل شده . و از صداي تخريب آن مردم خيال كردند توپ ديگري زده شده لذا ازدحام به درون دالان صحن فشار ميآوردند.
در اين شلوغي پوست ساق پايم خراش برداشت كه ناچاراً از طرف كوچه و بازار به خانه رفتم، همينطوري كه داشتم ميرفتم دلم شكست ، گفتم : بهتر است كه به حرم حضرت ابوالفضل (ع) مشرف شوم ، و عرض حال كنم .
آمدم محل خراشيدگي را شستم و بعد بحرم حضرت پناهنده شدم ، توي حرم كسي جز دو كبوتر نبود. گفتم : مولاي من ، پايم مجروح شده ، تا مخارج خودم را از شما نگيرم دست برنمي دارم ، مجلس روضه دارم و وسائل آن مهيا نيست ، تا فرجي نرساني بيرون نمي روم .
با خودم گفتم : يك دو كلمه روضه بخوانم شايد فرجي برسد، ايستادم و شروع به روضه خواندن كردم ، يك وقت متوجه شدم كه اگر كسي بيايد و بگويد براي كه روضه مي خواني ؟ چه بگويم ؟! روضه نخواندم و مشغول نماز هديه شدم .
از نماز كه فارغ شدم ، ديدم كنار ديواري كه متصل به من بود يك دسته دوقراني گذاشته شده مثل صرّافها كه روي ميز و صندوق هايشان مرتب و دسته بندي شده مي چينند بود. گفتم :
بَه بَه مولاي خودم ابوالفضل العباس (ع) مرحمت فرموده چون اگر از جيب كسي ريخته شده بود پخش مي شد و به اين خوبي دسته كرده و مرتب روي زمين قرار نمي گرفت ، به هر حال آنها را برداشتم و به منزل بردم و توي صندوق گذاشتم و از اين ماجرا به كسي چيزي نگفتم .
تا يك سال هر وقت پول مي خواستم از آن پولها برمي داشتم و خرج مي كردم و روزهاي جمعه هم مجلس روضه ام از صبح تا ظهر طول مي كشيد و غير چاي و نان و سيگار و قليان يك حقه شير مصرف مي شد.
پرسيده شد: روزي چقدر مصرف خانه است ؟
گفتم : نمي دانم ، ليكن بعضي اوقات مي شد كه سه چهار عدد دوقراني برمي داشتم و زندگيم را مي چرخانيدم و چون خيلي كم از جايي به من پول مي رسيد مدت يك سال هيچ التفاتي نداشتم ، تا اينكه يك روز گفتم :
خوب است كه پولها را بشمارم ببينم چقدر است ؟! وقتي شمردم ديدم هفتاد و دوقراني بود. بعد از آن پولها از آن پولها خبري نشد.

تور کربلا. تورزمینی کربلا.تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 0:44

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

عالم پرهيزگار حاج شيخ علي تاکي شهرضايي در دهه ي محرم سال 1322 اين قضيه را نقل فرمودند:
سالي بنده در فصل زمستان، در مشهد مقدس بودم و به حضرت امام رضا عليه السلام عرض کردم که من خيلي به زيارت امام حسين عليه السلام مشتاق شده ام و فکر مي کنم اگر به کربلا نروم مريض مي شوم و از شما تقاضاي گذرنامه دارم! در آن زمان فقد يکصد و هفده تومان پول داشتم و گذرنامه نيز نداشتم. و نمي دانستم چگونه بايد به کربلا بروم.


بالاخره به خرمشهر آمدم، سيد رضا رضواني برايم يک مکان در کشتي به مبلغ پانزده تومان کرايه کرد و نمي دانست که من مي خواهم بدون گذرنامه و به صورت قاچاق به کربلا بروم! عده ي ديگري در کشتي بودند همه داراي گذرنامه بودند. جايي در وسط آب يک شرطي آمد و ما يک فلس در دست او گذاشتيم و رد شديم.
وقتي به بصره رسيديم. براي گرفتن بليط قطار اقدام کردم، اما چون نزديک اربعين و موقع ازدحام زوار بود، نتوانستم بليط تهيه کنم و مجبور شدم به مسافرخانه ي سيد علي حکاک بروم. در مسافرخانه اتاقي گرفتم و در اتاق رفتم و خوابيدم.
همين که به خواب رفتم، ناگاهان بيدار شدم و ديدم شخصي بالاي سرم ايستاده است و مي گويد: شما بليط مي خواستيد! بلند شويد و اثاثيه را جمع کنيد. در اين هنگام يک بليط قطار به من داد و ظاهرا پول آن را هم نگرفت و گفت: زود جمع کن و برو!
من اثاثيه را جمع کردم و به دوش گرفتم، لحاف و وسائل را در چادر خوابي پيچيده بودم و بر دوش گرفته بودم و يقينا هر کس مرا مي ديد، مي فهميد که ايراني هستم.
هنگامي که مي خواستيم به قطار وارد بشويم بايد تک تک به اتاقي که مأمور کنترل گذرنامه در آن بود وارد مي شديم و از طرف ديگر اتاق خارج مي شديم و به طرف قطار مي رفتيم. هنگامي که به اتاق رسيدم، متوجه شدم که هيچ مسافري در اتاق نيست و من بايد به تنهايي وارد اتاق شوم و گذرنامه را به شرطه نشان دهم و سپس از اتاق خارج شوم. اما من چون گذرنامه نداشتم، متحير شدم. ناگهان ملهم شدم که <<يا امام حسين عليه السلام>> و <<يا اباالفضل عليه السلام>> بگويم و رد شوم.
پس اين دو اسم مبارک را پيوسته بر زبان مي آوردم و در حالي که اثاثيه را بر دوش گرفته بودم، وارد اتاق شدم و از طرف ديگر خارج شدم! اما گويا در مقابل چشم آن مأمور پرده اي کشيده شده بود و مرا نمي ديد! هيچ واکنشي نسبت به من نشان نداد و من رد شدم. تا کربلا نيز کسي از ما گذرنامه نخواست.
بالاخره به کربلا رسيديم و در کربلا نيز چون به نجاري و چوب بري وارد بودم، سقف خانه ي رئيس کنسولگري ايران را درست کردم و او با ما آشنا شد و فرمان داد که به من گذرنامه بدهند. و پس از آن، گذرنامه را به شيخ حسين شاهرودي دادم و برايم <<کارت اقامت>> گرفت، و از آن روز به بعد، ما در عراق اقامت کرديم.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 0:44

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

فضل بن زبير نقل میکند: نزد <<سدي>> نشسته بودم که مردي پیش ما امد و کنار ما نشست، يک لحظه متوجه شديم که بدنش بوي <<صمغ>>( صمغ، شيرهrlm;اي است که از بعضي درختان مانند صنوبر گرفته ميrlm;شو.د) ميrlm;دهد. <<سدي>> به او گفت <<صمغ>> ميrlm;فروشي؟ او گفت: خير! <<سدي>> گفت: اين بو براي چيست؟ آن مرد گفت: من در لشکر عمر بن سعد بودم و فقط در لشکر ميخ چادر ميrlm;فروختم. بعد از روز عاشورا، رسول خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديدم و در کنار آن حضرت، حضرت علي عليهrlm;السلام و امام حسين عليهrlm;السلام نيز حضور داشتند و ديدم که رسول خدا صلي الله عليه و آله به اصحاب امام حسين عليه السلام آب مي دهد. من هم در کنار رسول خدا صلي الله عليه و آله تقاضاي آب کردم؛ ولي آن حضرت از آب دادن به من خودداري کردند و فرمودند: آيا تو نبودي که به دشمنان ما کمک کردي؟ گفتم يا رسول الله! من فقط ميخ ميrlm;فروختم، در همين حال رسول خدا صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليهrlm;السلام رو کردند و فرمودند: به او صمغ بخوران.


حضرت علي عليهrlm;السلام هم جامي به من دادند و من از آن خوردم، وقتي که بيدار شدم، تا سه روز از مخرج بول من، صمغ بيرون ميrlm;آمد، سپس آن حالت بر طرف شد؛ ولي بوي آن باقي ماند. <<سدي>> به او گفت: نان گندم بخور و هر چه از نباتات هست بخور و از آب فرات نيز بنوش؛ يعني هر چه دوست داري بخور، براي اين که هرگز فکر نميrlm;کنم بهشت را مشاهده کني.
تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 18 تير 1395 ساعت: 0:44

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
شیخ عبدالحسین امینی مشهور به علامه امینی در سال 1320 هجری قمری در تبریز در خانواده ای اهل علم، تقوی و فضیلت به دنیا امد.درش حاج میرزا احمد امینی از بزرگان و عالمان بر جسته تبریز بود و به پرهیزگاری، علم کثیر، اخلاق حسنه و بسیاری از صفات پسندیده دیگر مشهور بود. جد بزرگ او نیز مشهور به امین الشرع، مردی بود عاشق و شیفته اهل بیت عصمت علیهم السلام.

علامه امینی در چنین خاندانی شروع به رشد کرد و در صدد فراگیری علوم و احادیث اهل بیت علیهم السلام بر آمد. از این رو مقدمات علوم را در شهر تبریز فرا گرفت و در محضر اساتیدی همچون سید محمد مولانا، صاحب کتاب مصباح المساکین، سید مرتضی خسرو شاهی و شیخ حسین، صاحب کتاب هدیه الانام تلمذ کرد. در همین دوره بود که الفیه ابن مالک؛ هزار بیت در باره صرف و نحو ادبیات عرب به زبان عربی را حفظ کرد، اما آنچه بیشتر ذوق ادیبانه و شور عاشقانه او را اقناع می کرد، حفظ اشعار گوناگون درباره امام علی (ع) بود. عشق به خاندان عصمت و طهارت او را بر آن داشت تا به نجف اشرف سفر کند.

شیخ عبدالحسین در سال 1335 تالیف اثر گرانبهای <<شهداء الفضیله>> را آغاز کرد و توانست با انجام کاری ابتکاری، از میان کتاب های قدیمی که در معرض نابودی و فراموشی بودند، مطالبی درباره علمای متقدم و متاخری که در راه حق به شهادت رسیده اند تدوین کند. او برای تهیه این کتاب که تحسین بسیاری را برانگیخت، به کتابخانه های بسیاری در ایران و عراق سر زد تا از هر جا حتی اندک مطلبی درباره علمای شهید بیابد. علامه امینی در این کتاب کوشید تا به زندگی و دیدگاه بیش از یکصد تن از پیروان امام علی(ع) و علمای شیعه از قرن چهارم تا چهاردهم بپردازد.

این محدث، مفسر، متکلم و فقیه معاصر به تحقیقات گسترده خود ادامه داد و تعلیقه ای بر کتاب <<کامل الزیارات>> ابن قولویه قمی(ره) نوشت. او این تعلیقه را با هدف معرفی مفهوم زیارت در فرهنگ تشیّع و بحث پیرامون آن به رشته تحریر در آورد و در ادامه آن با تألیف <<ادب الزائر>> ارادت خود را به امام حسین (ع) اثبات کرد.

علامه امینی از ابتدای تحصیلات علمی خود در فکر ایجاد جامعه ای مبتنی بر اندیشه های والای اسلامی بود و با همین اندیشه به سراغ نگارش کتابی رفت که واقعیتی را به منظور ایجاد وحدت در جامعه اسلامی مطرح سازد، لذا حدیث غدیر را شکافت و واقعه غدیر را با هدف تبیین ولایت جاودان امیر مومنان حضرت علی (ع) به رشته تحریر در آورد.

چاپ نخست کتاب الغدیر در سال 1324 هجری شمسی در نجف آغاز شد و این مجموعه تا نه جلد افزیش یافت. پس از انتشار این کتاب عظیم، بسیاری از علمای کشورهای مختلف اسلامی ضمن ستایش، بر آن حاشیه نوشته و آن را مورد بحث و بررسی قرار می دهند. علامه امینی هفت سال پس از انتشار نخستین جلد الغدیر در اثبات ارادت خود به امیر مومنان علی (ع) کتابخانه ای با بیش از چهل و دو هزار کتاب خطی و چاپی درباره مولی الموحدین امام علی (ع) با عنوان مکتبة الامام امیر المؤمنین(ع) تأسیس می کند.

علامه امینی(ره) به دلیل تلاش های علمی خود، از سوی حضرات آیات سید ابوالحسن اصفهانی، حاج میرزا احمد حسین نایینی، شیخ عبدالکریم حایری یزدی و شیخ محمد حسین کمپانی اجازه اجتهاد دریافت می کند و پس از آن نیز به تبریز باز می گردد. در این زمان او به سوی تفسیر قرآن کریم جذب می شود و برخی آیات قرآن کریم را در سوره های اعراف، واقعه و مؤمن مورد بحث و تحلیل قرار می دهد.

عنایت امیرالمؤمنین(ع) به علامه امینی

حجت الاسلام شیخ آصفی از حجت الاسلام شیخ محمد نوری که در کتابخانه نجف اشرف ملازم علامه امینی بود، نقل می کند:

علامه امینی می فرمود: یک شب جمعه زائر حرم حضرت امیر المؤمنین(ع) شدم، مشغول زیارت و دعا بودم و از خدا می خواستم به خاطر حضرت علی(ع) کتاب <<درر السمطین>> که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر نیاز داشتم را برایم مهیا کند.

در این زمان یک عرب دهاتی برای زیارت حضرت مشرف شد، و از حضرت می خواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد.

یک هفته گذشت و من کتاب را پیدا نکردم، بعد از یک هفته دوباره برای زیارت مشرف شدم. از حُسن اتفاق، وقتی که مشغول زیارت بودم، دیدم همان مرد دهاتی به حرم مشرف شد و از حضرت امام علی تشکر می نمود که حاجت او را برآورده کرده. وقتی من کلام آن مرد را شنیدم محزون شدم چون دیدم امام(ع) حاجت او را برآورده کرده بود، ولی حاجت مرا برآورده نکرده است.

خطاب به حضرت گفتم: جواب این مرد دهاتی را دادی و حاجتش را برآورده کردی! و من مدتی است متوسل می شوم به خدا و شما را شفیع قرار می دهم که آن کتاب را برای من مهیا کنید ولی آن کتاب مهیا نشده آیا من کتاب را برای خودم می خواهم؟ یا به خاطر کتاب شما الغدیر؟ گریه کردم، از حرم بیرون آمدم آن شب از ناراحتی چیزی نخوردم و خوابیدم.

در عالم خواب دیدم به خدمت حضرت امیر(ع) مشرف شده ام، حضرت به من فرمود: آن مرد ضعیف الایمان بود و نمی توانست صبر کند. از خواب بیدار شدم و صبح سرسفره بودم که در زده شد. در را باز کردم، دیدم همسایه ای که شغلش بنایی بود داخل شد و سلام کرد، سپس گفت: من خانه جدیدی خریده ام که بزرگتر از این خانه است و بیشتر اساس خانه را به آنجا انتقال داده ام، این کتاب را در گوشه خانه پیدا کردم، همسرم گفت: این کتاب به درد شما نمی خورد و شما آن را نمی خوانی آن را به همسایه مان شیخ عبدالحسین امینی هدیه کن شاید او استفاده کند.

کتاب را گرفتم و غبارش را پاک کردم، دیدم همان کتاب خطی <<درر السمطین>> است که دنبالش بودم.

تور کربلا. تور هوایی کربلا. تور زمینی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: پنجشنبه 17 تير 1395 ساعت: 0:12

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.
بسياري از فقها درباره اين اهمیت زیاد مسجدکوفه وقدمت آن سخن گفته اند ، از جمله شيخ صدوق (ره) در کتاب " من لا يحضره الفقيه" قدمت آن را ذکر کرده است
همچنين علامه بزرگ سيد محمد طباطبايي (ره ) جّد علامه بحر العلوم (قدس سره)درباره قدمت و تاريخ شهر کوفه و فضائل مسجد آن و فضيلت نماز دراین مسجد سخن گفته است.. او در ابتداي اين کتاب شرح مختصري بيان نموده است. در اين کتاب آمده است: پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: هنگامي که مرا به آسمان بردند از جايگاه مسجد کوفه گذشتم در حالي که بر براق نشسته بودم و جبرئيل همراه من بود. جبرئيل گفت: اي محمد اين کوفان است و اين مسجد آن، به پايين برو و در اين مکان نماز بگذار. پرسيدم اي جبرئيل اين جايگاه چه چيز خاصي را دارد؟ گفت: اي محمد کوفان و ا مسجد آن آنرا من بيست بار ويران و بيست بار ديگر آباد يافتم و ميان هر بار پانصد سال فاصله بود . پيامبر اکرم (ص) هم به پايين آمد و نماز خواند. آیات قرآنی زیادی در فضیلت مسجد کوفه وارد شده است

امام رضا (ع) از ابو سعد الخراسانی پرسید ساکن کجا هستی؟ گفت : کوفه. فرمود : مسجد کوفه خانه حضرت نوح است , اگر کسی صد بار وارد آن شود خداوند برای او صد مغفرت می نویسد چون در آن دعای حضرت نوح صورت گرفته است که گفت : ((رب اغفر لی ولوالدی ولمن دخل بیتی مؤمنا )) (پروردگارا مرا ووالدینم وهر مؤمنی که وارد خانه من می شود را مورد آمرزش قرار بده ).

خراسانی به حضرت امام عرض کرد : مقصود او از (( والدین )) کیست ؟ فرمود : آدم وحوا
.
ابو سعید اسکافی از امام باقر نقل می کند: امیر المؤمنین علی (ع) در تفسیر آیه : ( و آویناهما الی ربوه ذات قرار ومعین) فرمودند. : ربوه همان کوفه است . قرار یعنی مسجد ومعین همان فرات است .

نیز از امام کاظم از پدرانشان از حضرت رسول اکرم(ص) روایت شده که إیشان فرمودند : خداوند از شهرها چهار شهر را برگزید . خداوند فرمود ((و التین و الزیتون وطور سینین وهذا البلد الأمین)). تین شهر مدینه, زیتون بیت المقدس , طور سنین کوفه , وهذا البلد الأمین مکه است
.تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: پنجشنبه 17 تير 1395 ساعت: 0:12


تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


حبان بن علی العنزینقل میکند:

مرا خبر داده آزاد کرده علی(ع) که چون هنگام احتضار آن حضرت فرا رسید به حسن و حسین علیهما السلام فرمود: <<چون من از دنیا رحلت کردم مرا بر تختی گذارید و بیرون آوریدم و عقب تخت را بردارید و جانب پیش آن را به حال خود بگذارید، که آن جانب خود برداشته می شود و مرا ببرید به غریین (نجف اشرف)، پس در آن جا سنگ سفیدی خواهید دید، در آن سنگ قبر مرا بکنید به تخته ای می رسید، مرا در آنجا دفن کنید. پس چون آن حضرت چشم از جهان فرو بست ما نیز همین کار را کردیم تا به غریین رسیدیم سنگ سفید را دیدیم که از نور می درخشید. در آن سنگ قبر را حفر کردیم تخته ای ظاهر شد که بر آن نوشته بود: این را نوح در این جا برای علی بن ابی طالب ذخیره گذاشته است. پس آن حضرت را دفن کردیم و باز گشتیم و از دیدن این معجزات که دلالت بر عظمت مقام حضرت می کرد، خشنود شدیم، پس گروهی از شیعیان به ما رسیدند که بر آن حضرت نماز نخوانده بودند، ما ایشان را از آن چه اتفاق افتاده بود با خبر کردیم...>>
نکته ای که در این روایات به چشم می خورد این است که امام علی(ع) با توجه به مصالحی که بعداً آشکار شد، وصیت فرمود تا او را در دل شب و پنهانی به خاک بسپارند تا مبادا بنی امیه و خوارج و.. از محل دفن اطلاع یافته و به ایشان اهانتی نمایند.

برخی از مورخان و جغرافی دانان و علمای اهل سنت نیز تأیید کرده اند که محل دفن امام علی(ع) در نجف اشرف (در همین محل کنونی) قرار دارد که عبارتند از:

1- ابن اثیر، در کتاب الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 396.

2- ابوالغداء در کتاب المختصر فی تاریخ الشیعه، ج 1، ص 93.

3- ابن الوردی در کتاب تاریخ ابن الوردی، ج 1، ص 249.

4- یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان، ج 3، ص 790- ج 4، ص 760.

5- ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 16.

اما تعیین محل دفن امام (ع) در مشهد نجف نزد شیعه اضافه بر مطالبی که بیان شد مبتنی بر دلائل و براهین آشکار دیگری است که عبارتند از:

1- تواتر اخبار و روایات دفن امام علی(ع) در این مکان مقدس

2- اجماع و اتفاق شیعه بر این که قبر آن حضرت در همین مکان فعلی بوده است.

3- ظهور کرامات و معجزات بی شماری که در این مرقد مطهر ظهور کرده است.

4- مقبولیت عامه مردم و پادشاهان و امیران از شیعه و اهل سنت در طول تاریخ، پس از آشکار شدن قبر مطهر در زمان هارون الرشید به بعد.

5- مورخان و محدثان نوشته اند که امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بارها در همین مکان به زیارت جدشان آمده اند حتی بسیاری از خواص شیعه را راهنمایی کرده اند.

اینها بخشی از ادله ای است که دلالت دارد مرقد مطهر امام علی علیه السلام در مکان فعلی در نجف اشرف می باشد.

تور کربلا. تور زمینی کربلا.تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: سه شنبه 15 تير 1395 ساعت: 21:27

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


حماسه کربلا، بزرگترين و دلخراش ترين واقعه تاريخ است که پس از 1400 سال هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به ياد آن واقعه اشکها ريخته مي شود و ناله و فرياد به پا است. در اين مقاله قصد داريم که سير تاريخي عزاداري شهداي کربلا را مورد بررسي قرار دهيم.

مراسم عزادارى امام حسين(ع) نخستين بار در روز يازدهم محرم سال 61 هجرى در كنار اجساد مطهر شهيدان توسط اهل بيتrlm; عليه السلام برگزار گرديد.

پس از آن هنگام ورود کاروان اسيران به كوفه، امام سجاد و حضرت زينب و امrlm; كلثوم عليهم السلام براى مردم كوفه كه براى تماشا آمده بودند، سخنرانى كردند. در پى اين سخنرانيها صداى ضجه و گريه از خانهrlm;ها و مردم كوفه بلند شد. که به نوعي عزاداري براي شهدا و افشاگري امويان بود.

پس از ورود کاروان اسراء به شام و خطابه خواني امام سجاد(ع) در شام، يزيد به اهل بيت امام حسين اجازه داد كه عزادارى كنند و اهل rlm;بيت rlm;به مدت سه روز به طور رسمى در شام عزادارى كردند. در پى آن خطابه و اين عزاداريها، انقلاب بزرگ فكرى در شام پديد آمد و اكثر قريب به اتفاق مردم نسبت rlm;به دستگاه حاكمه بدبين شدند.

عزاداري بعدي در مدينه برپا شد. پس از ورود اهل بيت به مدينه عزاى عمومى بر پا گرديد و تمامى مردم مدينه ناله و ضجه كردند. پس از آن حلقهrlm;هاى عزادارى توسط اشخاص و افراد سرشناس بر پا شد. از جمله كسانى كه درمدينهrlm; مجلسrlm;عزادارى بر پا كرد، حضرت زينب سلام الله عليها بود. اين عزادارى مدينه را در آستانه انفجار و حركت عمومى قرار داد و عمر بن سعد جريان را به يزيد گزارش داد و اعلام کرد که " تحقيقا وجود زينب کبري(س) در مدينه انديشهrlm;ها را تحريك مىrlm;كند، زيرا او سخنور و دانا و باهوش است. خود و كسانى كه با او همراهى مىrlm;كنند، در نظر دارند براى خونخواهى حسين قيام كنند." تا اين كه حضرت زينب به شام يا مصر تبعيد و رحلت فرمود.

پس از شهادت امام حسين(ع) ائمه خود اقامه عزادارى مىrlm;كردند و شيعيان را به اقامه عزا و گريه و عزادارى تشويق مي نمودند.

عزادارى، نخست در ايام محرم و ايام زيارتى امام حسين(ع) در كربلا و جاهاى ديگر برگزار مىrlm;شد چون پانزدهم شعبان، روزعرفه، شب عيد فطر و اول ماه رجب و غيره. اما از آغاز قرن سوم عزادارى وضعيت ديگرى يافت كه در تحقيق حاضر به تبيين آن مىrlm;پردازيم.

در قرن سوم و چهارم و پنجم و همزمان با تشكيل دولتهاى آلrlm;بويه در عراق و حمدانيون در سوريه و فاطميون در مصر مذهب شيعه گسترش يافت و مراسم عزادارى توسعه يافت و در بسيارى از شهرها روز عاشورا عزا و تعطيل عمومى اعلام گرديد.

در محرم سال 252 - معزالدوله ديلمى دستور داد كه مغازهrlm;ها بسته و تعطيل عمومى اعلام گردد و مردم عزادارى كنند و مردم با حالت عزا و ماتم در خيابانها حركت كردند. اينگونه بود که عزاى عمومى در ميان شيعيان به صورت يك سنت در آمد. در اين دوره، اشعار در قالب قصيده سروده مىrlm;شد. ستمهاى بنىrlm;اميه و بنىrlm;عباس در آن ذكر و مقام و منزلت اهل بيت عليه السلام rlm;بيان مىrlm;گرديد. مردم در عزادارى ها وشعراء در قصيدهrlm;ها بيشترين توجه را به ولايت اهل بيت عليه السلام داشتند. و كتب مقتل در اين زمان تاليف گرديد.

در اين دوره درگيرى شديد بين شيعه و اهل سنت وجود داشت و حكومتهايى كه پيرو بنى rlm;اميه و بنى rlm;عباس بودند، اهل سنت را بر كشتار شيعيان تشویق و از برگزارى مراسم عزادارى منع مىrlm;كردند.

در سالrlm;407 هجرى در آفريقا و در ماه محرم " معزبن باديس" لشكريان خود را به قتل شيعيان دستور داد و اهل سنت را نيز در اين امر آزاد گذاشت. جمع كثيرى را در آفريقا كشتند و در آتش سوزاندند خانهrlm;هاى آنها را خراب كردند. جمعى به قصر منصور پناه بردند اما در محاصره قرار گرفتند و هر كسى از قصر خارج شد، كشته شد و جمعى به مسجد جامع پناه بردند در آنجا نيز همگان را از بين بردند. دراين دوره مراسم عزادارى براى ائمه به طور كامل رواج يافت.

مشخصات روضه خواني در اين دوره از اين قرار بود: 1 - عزادارى در ايام عاشورا و موسم زيارت 2 - تكيه بر اهل بيت عليهم السلام rlm;به عنوان عترت پيامبر و غصب خلافت توسط بنىrlm;اميه. 3 - رشد ذوق شعرى در زمينه مدح و مراثى امام حسين و اهل بيت(ع) . 4 - ذكر مصيبت اهل بيت(ع). 5 - بيان ستمهاى بنىrlm;اميه. 6 - مراسم عزادارى به عنوان اعتراض به بنىrlm;اميه و بنىrlm;عباس و ايادى آنها.

به دلايل فوق حکومتهاي وقت از برگزارى مراسم عزاداري شديدا جلوگيرى مىrlm;كردند.

عزاداري در زمان بني عباس و مغول

پس از انقراض سلسله بنىrlm;عباس در بغداد و سلطه مغولها بر بخش عظيمى از كشورهاى اسلامى شكل و محتواى روضه به تدريج تغيير يافت. اين تغيير شايد بدان جهتrlm; بود كه سلاطين بنىrlm;عباس خود را خليفه پيامبر مىrlm;دانستند و مدعى حكومتrlm; بر مسلمين از جانب اسلام بودند و اطاعت rlm;خود را بر مردم واجب شرعى مىrlm;دانستند. مذاهب اهل سنت را، مذهب رسمى و قانونى و شرعى دانسته و از آنها به طور كامل حمايت مىrlm;كردند. پيروى از مذهب شيعه ممنوع و در ادارات دولتى و مراجع قضايى رسمى نبود.

در مقابل اين انديشه، انديشه تشيع بود كه حكومت را حق اختصاصى و الهى ائمه مىrlm;دانستند شرايط و انديشهrlm;هاى بسيار والا براى حاكم اسلامى قايل بودند. براساس اين دو انديشه به طور طبيعى درگيرى بين تشيع و حكومت پديد آمد. در مراسم عزادارى اين اختلاف نظر و جهتrlm;گيرى سياسى مطرح مىrlm;شد و قطعا حكومتها از برگزارى مراسم وحشت داشتند. از اين رو مراسم روضه از سياست جدا نبود.

پس از سلطه مغول و وحشتrlm; بسيار عجيبى كه ايجاد كرده بود و حاكمان آنها مدعى حكومت rlm;بودند، نه مدعى خلافت، مراسم عزادارى از حالت اعتراض سياسى خارج و به مراسم خاص مذهبى اختصاص يافت و عزادارى به منظور كسب ارزش اخروى و دوستى با اهلrlm; بيت(ع) rlm;برگزار گرديد.

در اين دوره تحريفات زيادى در وقايع عاشورا واقع شد و براى بيشتر گرياندن و گريه كردن داستانهاى مهيج و زبان حال نقل مىrlm;شد و براى اين كه حكومتها مانع نشوند، به مساله سياست و حكومت پرداخته نمىrlm;شد.

مشخصات عزاداري در اين دوره ازاين قرار مي باشد: 1 - تعميم و گسترش مراسم عزادارى از ايام محرم و زيارتى به ايام ديگر. 2 - برگزارى روضه بيشتر براى كسب ثواب و شفاعت ائمه معصومين(ع). 3 - بيان ستمها و جنايات بنىrlm;اميه و بنىrlm;عباس. 4 - ذكر فضايل اهل rlm;بيت(ع). 5 - زهد گرايى و دخالت نكردن در امور حكومت و دورى از دنيا و پرداختن به امور آخرت. 6 - گسترش حسينيه ها براى برگزارى مراسم عزا.

دراين دوره هر كسى ذوق و قريحه شعرى داشت، اشعارى در مرثيه امام حسين(ع) سرود. كه بسيارى از آن اشعار، سينه به سينه و يا در دفترهاى خطى تداوم يافت. برخى از اشعارى كه در روستاها خوانده مىrlm;شود و يا مردم عشاير در مراسم عزا مىrlm;خوانند از اين قبيل اشعار است. گاهى اين اشعار را كسانى سرودهrlm;اند كه آگاهى از تاريخ نداشته و به منظور خدمت rlm;به امام و اظهار علاقه به اهل rlm;بيت rlm;سرودهrlm;اند.

در اين دوره همتrlm; بر آن گماشته شد كه فضايل اهل rlm;بيت rlm;بيان و مردم با آنها آشنا گردند. كه اين آشنايى نقش بسيار مهمى در جهت تداوم خط اهلrlm; بيت و تشيع ايفاء كرده است. که اين كار بسيار عظيم و بزرگ در پيشگاه خداوند اجر بسيار بزرگ دارد. زيرا ذكر فضايل اهل rlm;بيت و آشنا ساختن مردم با مقام معنوى آنها به منزله تداوم خط رهبرى و دعوت جامعه به عزت و حفظ ارزشهاى والاى اسلام براى نسلهاى آينده است.

در اين دوره عزادارى به شكل رايج فعلى رواج يافت. كه برخى آغاز آن را به شكل زدن بر سر و سينه به دوران آل rlm;بويه برگرداندهrlm;اند. (6)

عزاداري در دوران کنونی

در دورانهاى اخيرعزادارى از نظر كميت و كيفيت رشد کرده ، در سالگرد رحلت پيامبر(ص) و امامان معصوم و حضرت زهرا عليهم السلام و.... مراسم عزادارى بر پا مىrlm;شود. برخى از مشخصات مراسم عزادارى دوران جديد به قرار ذيل است.

1 - دقت تاريخى

افرادى كه از فضل و سواد برخوردار هستند، سعى مىrlm;كنند وقايع عاشورا و مرثيه ديگر امامان را بر اساس مستند تاريخى بيان نموده و از استنتاجات به دور از عقل و عرف در مقام ائمه شديدا پرهيز مىrlm;كنند.

2 - تاريخ تحليلى

خطيبان و نويسندگان، تاريخ عاشورا را به صورت تجزيه و تحليل شده بيان مىrlm;كنند. قضايا را ريشه rlm;يابى و عوامل پيدايش و آثار اجتماعى آن را بيان مىrlm;نمايند.

3 - اهداف امام حسين(ع)

در عزاداري ها حركت امام حسين(ع) و سيرى كه آن حضرت داشت و عللى كه براى قيام خود بیان كرده بررسى مىrlm;شود. آن حضرت با چه انگيزهrlm;اى قيام و براى تحقق چه هدفى حركت كرد؟ آيا هدفش كشته شدن بود؟ هدف گريه شيعيان و نجات آنها بود؟ به منظور رسيدن به حكومت قيام كرد؟ مجبور شد و نمىrlm;توانست rlm;به جاى ديگرى برود؟ و ... هر كسى به شكلى ارزيابى و نتيجهrlm;گيرى كرده است و هر كسى براى اثبات مدعاى خود شواهد تاريخى و دلايلى از كلام پيامبر(ص) و خود امام حسين(ع) ذكر كرده است. هر چند برخى به خطا رفتهrlm;اند. اما اقدام به چنين كارى و تجزيه و تحليل اهداف آن پيشواى بزرگ الهى، كارى بسيار ارزشمند است.



4 - توام شدن روضه با سياست

برگزارى مراسم روضه از سياست جدا نبوده و نيست. و اين مجالس محل بسيار مناسبى براى رشد آگاهى سياسى و موضع rlm;گيرى در برابر حكومتهاى ستمگر بوده و هست. بسيارى از تصميم rlm;گيريهاى سياسى در همين مجالس اتخاذ شده است. مطالعه تاريخ سياسى ايران از دوران مشروطه و مقدمات آن اين حقيقت را روشن مىrlm;سازد و اين مجال عامل اساسى حركتهاى مردمى بوده است؛ زيرا اهداف امام حسين(ع) بررسى و بيان مىrlm;شد. پايبندى اهل عزا به اهداف حسين(ع) امرى بسيار روشن است. اطاعت امام حسين(ع) به عنوان امام واجب الاطاعة در همه زمانها نيز واضح است. پس از اين سه مقدمه هر شيعهrlm;اى خود را ملزم به قيام بر ضد حكومت rlm;ستمگر دانسته rlm;است.

5 - تشكيل هياتها

هيات در زمان ما عبارت است از يك دسته و گروه منظم و متشكل و با برنامه خاصى كه در ايام عزادارى به عزادارى مىrlm;پردازد.

هياتها به دو دسته تقسيم مىrlm;شوند:

1 - يك دسته از هياتها فقط در ايام محرم و صفر و ديگر ايام عزادارى عمومى تشكيل مىrlm;شود. افراد آن در ايام خاصى دور هم جمع شده به عزادارى مىrlm;پردازند.

2- هياتهايى است كه در طول ايام سال فعاليت مىrlm;كنند. بر حسب توافقى كه كردهrlm;اند در شبهاى جمعه يا صبح جمعه يا شب چهارشنبه و ... گرد هم جمع مىrlm;شوند. اينها نيز به دو دسته تقسيم مىrlm;شود.

نقش عزادارى

قيام امام حسين(ع) و شهادت او تلاشهاى برادر و پدر و جدش را در گذشته بارور و زمينه تلاش براى آيندگان فراهم ساخت.

در آن مقطع كه معاويه تلاش بسيار گسترده و همه جانبه كرده بود تا نام عترت پيامبر را از خاطرهrlm;ها محو كند و اكثر افراد با حقيقت عترت بيگانه شده بودند و آنان كه حسين(ع) را مىrlm;شناختند، نيز امام را به عنوان امام و پيشواى لازم الاطاعة نمىrlm;شناختند؛ زيرا مفهوم عترت در نزد آنها به معنى خاندان پيامبر بود و بر اين اعتقاد بودند؛ افرادى كه منتسب به پيامبرند بايد احترام گردند و آنها را بايد دوست داشت. دوستى با عترت مطرح بود نه اطاعت عترت. اين معنى قابل تحريف و جلوگيرى از آن قابل توجيه بود.

اما امام حسين با قيام خود، عترت را به عنوان رهبر و واجب الاطاعة مطرح كرد و اقدامى نمود كه هرگز قابل انكار و يا توجيه و تحريف نباشد. مردم را با مفهوم عترت آشنا ساخت و در پى آن قيام، حركت عظيم فكرى در جامعه پديد آمد. از آنجا كه اسلام بدون رهبرى صحيح و قرآن بدون تفسير از ناحيه وى قابل تحقق و عمل نيست، امام انديشه تحقق قرآن با رهبرى معصوم را مطرح ساخت. قيام او زمينه و انگيزه اين آشنايى را فراهم ساخت.

سنت عزادارى عاشورا زمينه پاسدارى از انديشه شيعه را در آينده فراهم ساخت به طورى كه نوحه خوانى و عزادارى را هيچ كسى نمىrlm;تواند منع كند و در سايه و پوشش عزادارى مىrlm;توان مفهوم عترت و اهداف امام حسين عليه السلام را تشريع كرد.

سنت عزادارى حسينى مورد تاييد <<امامان معصوم>> بوده و بارها دوستان و شيعيان را با گفتار و عمل به اقامه مجالس فرا خواندهrlm;اند.

در پايان اين مقاله سخنى از امام هشتم در همين زمينه مي آوريم که:

"الامام على بن موسى عليه السلام: يا ابن شبيب ان سرك ان يكون لك من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسين فقل متنى ما ذكرته: يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزا عظيم." اى پسر شبيب، اگر دوست دارى پاداش شهيدان همراه حسين(ع) را به دست آورى، هرگاه او را ياد كردى بگو: اى كاش با شما بودم و به موفقيت rlm;بزرگى دست مىrlm;يافتم.

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 20:27

بهترین زمان برای رفتن به تور کربلا چه موقعی هست ؟

برای اینکه بهترین زمان مسافرت به لحاظ معنوی و فضیلت را برای انتخاب درست زمان تور کربلا و نجف انتخاب کنیم خوب است که از روایات و احادیثی که در باب فضیلت و ثواب زیارت امام حسین علیه السلام بر ما وارد شده است نگاهی بیاندازیم . هر چند که من نتوانسته ام تمام احادیثی که در این زمینه هست مطالعه کنم ولی فکر می کنم اگر نگوییم بهترین زمان برای انتخاب تور کربلا روز عرفه هست حداقل یکی از بهترین انتخاب ها می تواند انتخاب زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه باشد .

در زیر به برخی از احادیثی که در زمینه ثواب زیارت امام حسین علیه السلام به ما رسیده است اشاراتی داریم امیدواریم که شما بتوانید بهترین زمان برای تور کربلا و عتبات خود را مشخص کنید.

بهترین زمان برای رفتن به تور کربلا

ثواب و فضیلت های زیارت امام حسین علیه السلام در روز عرفه :

به سند معتبر از بشیر دهان منقول است که گفت: عرض کردم به خدمت حضرت صادق علیه السلام که گاه هست حج از من فوت مىrlm;شود و روز عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام مىrlm;گذرانم فرمود که نیک مىrlm;کنى اى بشیر هر مۆمنى که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام برود با شناسایى حق آن حضرت در غیر روز عید نوشته شود براى او ثواب بیست حج و بیست عمره مبروره مقبوله و بیست جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند آن حضرت را در روز عید بنویسد حق تعالى براى او ثواب صد حج و صد عمره و صد جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل و هر که زیارت کند آن حضرت را در روز عرفه با معرفت حق آن حضرت نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره پسندیده مقبوله و هزار جهاد با پیغمبر مرسل یا امام عادل گفتم کجا حاصل مىrlm;شود براى من ثواب موقف عرفات .

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: در روز عرفه خداوند متعال به بندگان عارفى که در پیشگاه الهى صف کشیده و نداى عاشقانه و عارفانه شان صحراى عرفات را پر کرده است مباهات مى کند و به فرشتگانش مى فرماید: اى ملائکه من! به بندگانم بنگرید که از راه هاى دور و نزدیک، مشکلات بسیارى را متحمل شده و به اینجا آمده اند. شما را گواه مى گیرم که من خواسته آنان را برآوردم و گناهکارانشان را به خاطر نیکوکارانشان بخشیدم

پس آن حضرت نظر کرد به سوى من مانند کسى که خشمناک باشد و فرمود که اى بشیر هر گاه مۆمنى برود به زیارت قبر امام حسین علیه السلام در روز عرفه و غسل کند در نهر فرات پس متوجه شود به سوى قبر آن حضرت بنویسد حق تعالى از براى او به هر گامى که برمىrlm;دارد حجى که با همه مناسک بعمل آورده باشد و چنین گمان دارم که فرمود و عمره [غزوهrlm;]) (و در احادیث کثیره بسیار معتبره وارد شده که: حق تعالى در روز عرفه اول نظر رحمت بسوى زائران قبر حسین علیه السلام مىrlm;افکند پیش از آنکه نظر به اهل موقف عرفات کند)

و در حدیث معتبر از رفاعه منقول است که: حضرت صادق علیه السلام به من فرمود که امسال حج کردى گفتم فدایت شوم زرى نداشتم که به حج روم و لکن عرفه را نزد قبر امام حسین علیه السلام گذرانیدم فرمود که اى رفاعه هیچ کوتاهى نکردى از آنچه اهل منى در آن بودند اگر نه این بود که کراهت دارم که مردم ترک حج کنند هر آینه حدیثى براى تو مىrlm;گفتم که هرگز ترک زیارت قبر آن حضرت نکنى پس ساعتى ساکت شد و بعد از آن فرمود که خبر داد مرا پدرم که هر که بیرون رود به سوى قبر امام حسین علیه السلام و عارف به حق آن حضرت باشد و با تکبر نرود همراه او مىrlm;شوند هزار ملک از جانب راست و هزار ملک از جانب چپ و نوشته شود براى او ثواب هزار حج و هزار عمره که با پیغمبر یا وصى پیغمبر کرده باشد.

تور کربلا : این روز را از دست ندهید!

هر لحظه ای از لحظات امروز برای ما گرانبها است؛ بخصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را که در روایات وارد شده است. به دوستان میrlm;خواستم سفارش کنم که این چند ساعت را غنیمت بشمارید.

بدانید اگر میrlm;خواهید مشکلاتتان را حل کنید ـrlm;که همه ما rlm;مشکلات داریمrlm;ـ بیایید این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید؛ چه حاجتrlm;های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید. چون امروز برد دعا خیلی زیاد است. بخصوص درباره دیگران اگر دعا کنید، ما در روایت داریم که خدا چند هزار برابر به شما اعطا میrlm;کند. از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نکنید و دعا کنید.

منبع: تبیان

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 20:27

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

ورود به مسجد کوفه بهتر است از باب الثّعبان باشد.

نام این در از قدیم باب الثعبان بوده و داستانش چنین است: هنگامی که امیرالمؤمنین امام علی(ع) بالای منبر بود، یکی از جنّیان به صورت اژدهایی از این در وارد مسجد شد، نزد حضرت آمد و سوالی پرسید؛ بعد از شنیدن جواب، از همین در بازگشت؛ از آن به بعد، این در <<باب الثعبان>> نام گرفت

این معجزه آشکار امیرالمؤمنین (ع) چنان بر معاویه گران آمد که برای تغییر نام این در، دستور داد فیلی را برای مدتی بر کنار آن در بستند و به مرور نام آن را به <<باب الفیل>> تغییر داد ولی اکنون همه این در را با نام اصلی آن، باب الثّعبان می شناسند.
در هر حال چنين وارد شده است كه وقتی به سوی مسجد كوفه عازم شدی در حال رفتن <<اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ>> می گويی. آنگاه كه به مسجد رسيدی در كنار در معروف به باب الفيل بايست اينگونه سلام بده


<<السَّلامُ عَلَى سَيِّدِنَا رَسُولِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ عَلَى مَجَالِسِهِ وَ مَشَاهِدِهِ وَ مَقَامِ حِكْمَتِهِ وَ آثَارِ آبَائِهِ آدَمَ وَ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ تِبْيَانِ [بُنْيَانِrlm;] بَيِّنَاتِهِ السَّلامُ عَلَى الْإِمَامِ الْحَكِيمِ الْعَدْلِ الصِّدِّيقِ الْأَكْبَرِ الْفَارُوقِ بِالْقِسْطِ الَّذِي فَرَّقَ اللَّهُ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ الْكُفْرِ وَ الْإِيمَانِ وَ الشِّرْكِ وَ التَّوْحِيدِ لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيَا مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ خَاصَّةُ نَفْسِ الْمُنْتَجَبِينَ وَ زَيْنُ الصِّدِّيقِينَ وَ صَابِرُ الْمُمْتَحَنِينَ وَ أَنَّكَ حَكَمُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ قَاضِي أَمْرِهِ وَ بَابُ حِكْمَتِهِ وَ عَاقِدُ عَهْدِهِ وَ النَّاطِقُ بِوَعْدِهِ وَ الْحَبْلُ الْمَوْصُولُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عِبَادِهِ وَ كَهْفُ النَّجَاةِ وَ مِنْهَاجُ التُّقَى وَ الدَّرَجَةُ الْعُلْيَا وَ مُهَيْمِنُ الْقَاضِي الْأَعْلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بِكَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ زُلْفَى أَنْتَ وَلِيِّي وَ سَيِّدِي وَ وَسِيلَتِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ>>


سپس داخل مسجد شو و بگو:


<<اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِيِّينَ الصَّادِقِينَ النَّاطِقِينَ الرَّاشِدِينَ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيرارَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً وَ هُدَاةً وَ مَوَالِيَّ سَلَّمْتُ لِأَمْرِ اللَّهِ لا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئا وَ لا أَتَّخِذُ مَعَ اللَّهِ وَلِيّا كَذَبَ الْعَادِلُونَ بِاللَّهِ وَ ضَلُّوا ضَلالا بَعِيدا حَسْبِيَ اللَّهُ وَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَّ عَلِيّا وَ الْأَئِمَّةَ الْمَهْدِيِّينَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ أَوْلِيَائِي وَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ.>>

از امام علی (ع) روايت شده است که فرمود: <<ادخل الي جامع الكوفة من الباب الاعظم فانّه روضة من رياض الجنة.>>، من از در بزرگ (باب الفيل) به مسجد كوفه وارد می شوم چون آن در باغی از باغ های بهشت است. بحارالانوار، ج۹۷، ص۴۰۹.
روايت شده است که امام صادق (ع) در زمان حكومت سفاج به مسجد كوفه آمدند و از باب الفيل وارد شدند و در كنار ستون چهارم نماز خواندند و از آن حضرت نقل شده است كه فرمودند: اين ستون حضرت ابراهيم (ع) است.

اعمال مقام حضرت ابراهیم (ع)

آنگاه برو به طرف ستون چهارم نزديك باب الانماط كه روبروی ستون پنجم و به ستون حضرت ابراهيم (ع) معروف است و چهار ركعت نماز بخوان به اين ترتيب كه دو ركعت آن را با حمد و سوره قل هواللّه و دو ركعت ديگر را با حمد و سوره قدر.وقتی نماز را به پايان بردی تسبيحات حضرت زهرا (س) را ذكر و بعد اين گونه سلام كن:



<<السَّلامُ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ الرَّاشِدِينَ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيرا وَ جَعَلَهُمْ أَنْبِيَاءَ مُرْسَلِينَ وَ حُجَّةً عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ>>

و هفت مرتبه بگو: <<سَلامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ.>>


سپس بگو:


<<نَحْنُ عَلَى وَصِيَّتِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ الَّتِي أَوْصَيْتَ بِهَا ذُرِّيَّتَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ وَ الصِّدِّيقِينَ [وَ الصَّادِقِينَrlm;] وَ نَحْنُ مِنْ شِيعَتِكَ وَ شِيعَةِ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَيْكَ وَ عَلَى جَمِيعِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الصَّادِقِينَ
[الصِّدِّيقِينَrlm;] وَ نَحْنُ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ دِينِ مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِيِّينَ وَ وِلايَةِ مَوْلانَا عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلامُ عَلَى الْبَشِيرِ النَّذِيرِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ رَحْمَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ بَرَكَاتُهُ وَ عَلَى وَصِيِّهِ وَ خَلِيفَتِهِ الشَّاهِدِ لِلَّهِ مِنْ بَعْدِهِ عَلَى خَلْقِهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ الصِّدِّيقِ الْأَكْبَرِ وَ الْفَارُوقِ الْمُبِينِ الَّذِي أَخَذْتَ بَيْعَتَهُ [أُخِذَتْ بَيْعَتُهُrlm;] عَلَى الْعَالَمِينَ رَضِيتُ بِهِمْ أَوْلِيَاءَ وَ مَوَالِيَّ وَ حُكَّاما فِي نَفْسِي وَ وُلْدِي [وَلَدِيrlm;] وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ قِسْمِي وَ حِلِّي وَ إِحْرَامِي وَ إِسْلامِي وَ دِينِي، وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي أَنْتُمُ الْأَئِمَّةُ فِي الْكِتَابِ وَ فَصْلُ الْمَقَامِ وَ فَصْلُ الْخِطَابِ وَ أَعْيُنُ الْحَيِّ الَّذِي لا يَنَامُ وَ أَنْتُمْ حُكَمَاءُ اللَّهِ وَ بِكُمْ حَكَمَ اللَّهُ وَ بِكُمْ عُرِفَ حَقُّ اللَّهِ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ أَنْتُمْ نُورُ اللَّهِ مِنْ بَيْنِ أَيْدِينَا وَ مِنْ خَلْفِنَا أَنْتُمْ سُنَّةُ اللَّهِ الَّتِي بِهَا سَبَقَ الْقَضَاءُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَا لَكُمْ مُسَلِّمٌ تَسْلِيما لا أُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئا وَ لا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ وَلِيّا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانِي بِكُمْ وَ مَا كُنْتُ لِأَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدَانِيَ اللَّهُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا

اعمال مقام دکة القضا

<<دكّة القضا>> دكّانچهrlm;اى در مسجد كوفه بوده كه امير مؤمنان (ع) روى آن مىrlm;نشستند و قضاوت مىrlm;كردند و در آن محّل ستون كوتاهى وجود داشت كه بر آن آيه كريمه <<انّ اللّه يامر بالعدل و الاحسان>> نوشته شده بود. مشهور در ترتيب اعمال مسجد آن است كه پس از اعمال ستون چهارم به وسط مسجد مىrlm;روند و اعمال آنجا را بجا مىrlm;آورند و اعمال دكّة القضاء و بيت الطشت را در پايان همه اعمال پس از فراغت از مقام امام صادق (ع) به جا مىrlm;آورند. امّا اين فقير به همان ترتيبى كهrlm; سيّد ابن طاووس در كتاب مصباح الزائر و علاّمه مجلسى در بحار و شيخ خضر در كتاب مزار نقل كردهrlm;اند ذكر مىrlm;كنم.اگر كسى بخواهد به ترتيب مشهور عمل نمايد، اعمال دكّة القضا و بيت الطشت را بعد از اعمال ستون چهارم بجا نياورد، در هر صورت بسوى دكّة القضا برو،

و در آن محّل دو ركعت نماز، به حمد و هر سوره كه خواهى بخوان، چون فارغ شدى، تسبيح حضرت زهرا (س) را بجاى آور و بگو:


<<يَا مَالِكِي وَ مُمَلِّكِي وَ مُتَغَمِّدِي [مُعْتَمَدِيrlm;] بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقَاقٍ وَجْهِي خَاضِعٌ لِمَا تَعْلُوهُ الْأَقْدَامُ لِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ
لا تَجْعَلْ هَذِهِ الشِّدَّةَ وَ لا هَذِهِ الْمِحْنَةَ مُتَّصِلَةً بِاسْتِيصَالِ الشَّأْفَةِ وَ امْنَحْنِي مِنْ فَضْلِكَ مَا لَمْ تَمْنَحْ بِهِ أَحَدا مِنْ غَيْرِ مَسْأَلَةٍ أَنْتَ الْقَدِيمُ الْأَوَّلُ الَّذِي لَمْ تَزَلْ وَ لا تَزَالُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ زَكِّ عَمَلِي وَ بَارِكْ لِي فِي أَجَلِي وَ اجْعَلْنِي مِنْ عُتَقَائِكَ وَ طُلَقَائِكَ مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.>>

اعمال مقام بیت الطشت

اين محّل متصّل به دكّة القضا است.

در اينrlm;جايگاه دو ركعت نماز بخوان و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:

<<اللَّهُمَّ إِنِّي ذَخَرْتُ تَوْحِيدِي إِيَّاكَ وَ مَعْرِفَتِي بِكَ وَ إِخْلاصِي لَكَ وَ إِقْرَارِي بِرُبُوبِيَّتِكَ وَ ذَخَرْتُ وِلايَةَ مَنْ أَنْعَمْتَ عَلَيَّ بِمَعْرِفَتِهِمْ مِنْ بَرِيَّتِكَ مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ لِيَوْمِ فَزَعِي إِلَيْكَ عَاجِلا وَ آجِلا وَ قَدْ فَزِعْتُ إِلَيْكَ وَ إِلَيْهِمْ يَا مَوْلايَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ سَأَلْتُكَ مَادَّتِي [مَا زَكَىrlm;] مِنْ نِعْمَتِكَ وَ إِزَاحَةَ مَا أَخْشَاهُ مِنْ نَقِمَتِكَ وَ الْبَرَكَةَ فِيمَا رَزَقْتَنِيهِ وَ تَحْصِينَ صَدْرِي مِنْ كُلِّ هَمٍّ وَ جَائِحَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.>>

اعمال مقام معراج

اين مقام را كه دكّة المعراج گفتهrlm;اند و ظاهرا به ملاحظهrlm; آن است كه در شب معراج رسول خدا (ص) از خدا اذن طلبيد و در اين محلّ فرود آمد و دو ركعت نماز خواند.

دو ركعت نماز در وسط مسجد بجا مىrlm;آورى در ركعت اول حمد و توحيد و در ركعتrlm; دوم حمد و سوره كافرون مىrlm;خوانى پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا عليها السّلام بگو:

<<اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْكَ السَّلامُ وَ إِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ وَ دَارُكَ دَارُ السَّلامِ حَيِّنَا رَبَّنَا مِنْكَ بِالسَّلامِ اللَّهُمَّ إِنِّي صَلَّيْتُ هَذِهِ الصَّلاةَ ابْتِغَاءَ رَحْمَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ وَ تَعْظِيما لِمَسْجِدِكَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْفَعْهَا فِي عِلِّيِّينَ وَ تَقَبَّلْهَا مِنِّي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.>>

اعمال مقام حضرت آدم (ع)

ستون هفتم مقامى است كه حق تعالى در آن، توفيق توبه و بازگشت به آدم را عنايت فرمود، پس به جانب آن برو و پيش آن رو به قبله بايست و بگو:


<<بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى أَبِينَا آدَمَ وَ أُمِّنَا حَوَّاءَ
السَّلامُ عَلَى هَابِيلَ الْمَقْتُولِ ظُلْما وَ عُدْوَانا عَلَى مَوَاهِبِ اللَّهِ وَ رِضْوَانِهِ السَّلامُ عَلَى شَيْثٍ [شَيْثَrlm;] صَفْوَةِ اللَّهِ الْمُخْتَارِ الْأَمِينِ وَ عَلَى الصَّفْوَةِ الصَّادِقِينَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ الطَّيِّبِينَ أَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ عَلَى ذُرِّيَّتِهِمُ الْمُخْتَارِينَ السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ذُرِّيَّتِهِ الطَّيِّبِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ السَّلامُ عَلَيْكُمْ فِي الْأَوَّلِينَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ فِي الْآخِرِينَ السَّلامُ عَلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْهَادِينَ شُهَدَاءِ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ السَّلامُ عَلَى الرَّقِيبِ الشَّاهِدِ عَلَى الْأُمَمِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ>>

سپس نزد اين ستون چهار ركعت نماز مىrlm;خوانى، در ركعت اولrlm; (حمد و قدر و در ركعت دوم حمد و توحيد بخوان و در ركعت سوم و چهارم هم به همين ترتيب عمل كن، پس از فراغت از چهار ركعت و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:


<<اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قَدْ عَصَيْتُكَ فَإِنِّي قَدْ أَطَعْتُكَ فِي الْإِيمَانِ مِنِّي بِكَ مَنّا مِنْكَ عَلَيَّ لا مَنّا مِنِّي [بِهِrlm;] عَلَيْكَ وَ أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ لَكَ [إِلَيْكَrlm;] لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَدا وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَرِيكاوَ قَدْ عَصَيْتُكَ فِي أَشْيَاءَ كَثِيرَةٍ عَلَى غَيْرِ وَجْهِ الْمُكَابَرَةِ لَكَ وَ لا الْخُرُوجِ عَنْ [مِنْrlm;] عُبُودِيَّتِكَ وَ لا الْجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِكَ وَ لَكِنِ اتَّبَعْتُ هَوَايَ وَ أَزَلَّنِي الشَّيْطَانُ بَعْدَ الْحُجَّةِ عَلَيَّ وَ الْبَيَانِ فَإِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي غَيْرَ ظَالِمٍ لِي وَ إِنْ تَعْفُ عَنِّي وَ تَرْحَمْنِي فَبِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ يَا كَرِيمُ اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِي لَمْ يَبْقَ لَهَا إِلا رَجَاءُ عَفْوِكَ وَ قَدْ قَدَّمْتُ آلَةَ الْحِرْمَانِ فَأَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ وَ أَطْلُبُ مِنْكَ مَا لا أَسْتَحِقُّهُ اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي وَ لَمْ تَظْلِمْنِي شَيْئا وَ إِنْ تَغْفِرْ لِي فَخَيْرُ رَاحِمٍ أَنْتَ يَا سَيِّدِي اللَّهُمَّ أَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَنَا أَنْتَ الْعَوَّادُ بِالْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالذُّنُوبِ وَ أَنْتَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْحِلْمِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالْجَهْلِ اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ يَا كَنْزَ الضُّعَفَاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَرِ وَ نُورُ الْقَمَرِ وَ ظُلْمَةُ اللَّيْلِ وَ ضَوْءُ النَّهَارِ وَ خَفَقَانُ الطَّيْرِ فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا عَظِيمُ بِحَقِّكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِيٍّ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ، وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحَسَنِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ عَلَيْكَ فَإِنَّ حُقُوقَهُمْ عَلَيْكَ مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكَ عِنْدَهُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَهُمْ عِنْدَكَ صَلِّ عَلَيْهِمْ يَا رَبِّ صَلاةً دَائِمَةً مُنْتَهَى رِضَاكَ وَ اغْفِرْ لِي بِهِمُ الذُّنُوبَ الَّتِي بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ أَرْضِ عَنِّي خَلْقَكَ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ نِعْمَتَكَ كَمَا أَتْمَمْتَهَا عَلَى آبَائِي مِنْ قَبْلُ وَ لا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ عَلَيَّ فِيهَا امْتِنَانا وَ امْنُنْ عَلَيَّ كَمَا مَنَنْتَ عَلَى آبَائِي مِنْ قَبْلُ يَا كهيعص اللَّهُمَّ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَاسْتَجِبْ لِي دُعَائِي فِيمَا سَأَلْتُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ.>>

پس به سجده برو و در سجده بگو:


<<يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَى حَوَائِجِ السَّائِلِينَ وَ يَعْلَمُ مَا فِي ضَمِيرِ الصَّامِتِينَ يَا مَنْ لا يَحْتَاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ
يَا مَنْ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ يَا مَنْ أَنْزَلَ الْعَذَابَ عَلَى قَوْمِ يُونُسَ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ فَدَعَوْهُ وَ تَضَرَّعُوا إِلَيْهِ فَكَشَفَ عَنْهُمُ الْعَذَابَ وَ مَتَّعَهُمْ إِلَى حِينٍ قَدْ تَرَى مَكَانِي وَ تَسْمَعُ دُعَائِي وَ تَعْلَمُ سِرِّي وَ عَلانِيَتِي وَ حَالِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي مِنْ أَمْرِ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي.>>

پس هفتاد مرتبه بگو <<يَا سَيِّدِي>>

آنگاه سر از سجده بردار و بگو:

<<يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْمَوْضِعِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ رِزْقِكَ رِزْقا حَلالا طَيِّبا تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ وَ أَنَا خَائِضٌ فِي عَافِيَةٍ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ>>

در كتاب <<مزار قديم>> در دعاى اين مقام بعد از <<يا كريم يا كريم يا كريم>> و پيش از سجده ذكر شده دعاىrlm; <<اللّهم يا من تحلّ به عقد المكاره>> كه از دعاهاى صحیفه سجادیه است. پس از آن فرمود: آنگاه بگو:

<<اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ وَ لا أَعْلَمُ وَ تَقْدِرُ وَ لا أَقْدِرُ وَ أَنْتَ عَلامُ الْغُيُوبِ صَلِّ اللَّهُمَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ تَجَاوَزْ عَنِّي وَ تَصَدَّقْ عَلَيَّ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.>>

سپس به سجده برو و بگو: <<يا من يقدر على حوائج السّائلين تا آخر دعا.

احاديثrlm; بسياری در فضيلت ستون هفتم، وارد شده است. شيخ كلينى به سند معتبر روايت كرده: امير مؤمنان (ع)، رو به اين ستون نماز مي خواند و چنان نزديك به آن مىrlm;ايستاد، كه بين آن حضرت و ستون فاصله در حدّى بود كه بزى عبور كند و در روايت معتبر ديگر وارد شده: هر شب شصت هزار فرشته، از عالم بالا نازل مىrlm;شوند و كنار ستون هفتم نماز مىrlm;خوانند و اين به صورتى است كهrlm; تا قيامت به هر شصت هزار نفر يك بار نوبت مىrlm;رسد و فرصتى براى مراجعه دوباره آنان نيست.

در حديث معتبر از امامrlm; صادق (ع) آمده: كه ستون هفتم مقام حضرت ابراهيم است. شيخ كلينى در كتاب كافى به سند صحيح از ابو اسماعيل سرّاج روايتrlm; كرده: معاوية بن وهب دست مرا گرفت و گفت: ابو حمزه ثمالى دست مرا گرفت و گفت: اصبغ بن نباته دست مرا گرفت و ستون هفتم را به من نشان داد و گفت: اين ستون مقام حضرت امير مؤمنان است كه نزد آن نماز مىrlm;خواند و امام مجتبى (ع) كنار ستون پنجم نماز مىrlm;خواند و وقتى امير مؤمنان حضور نداشت، امام مجتبى به جاى آن حضرت نماز اقامهrlm; مىrlm;كرد و آن از در كنده است.

اعمال مقام جبرئیل

ستون پنجم از جمله مکان های ممتاز مسجد كوفه است، كه بايد كنار آن نماز بخوانند و حاجات خود را از خدا بطلبند زيرا در روايات معتبر وارد شده است: محّل نماز حضرت ابراهيم خليل بوده و با روايات ديگر منافات ندارد، زيرا ممكن استrlm; آن حضرت در همه اين مواضع نماز خوانده باشد. در حديث معتبر از امام صادق (ع) روايت شده: ستون پنجم مقام جبرييل استrlm; و از روايت سطور گذشته استفاده مىrlm;شود كه مقام امام مجتبى (ع) است، آنچه از احاديث فهميده مىrlm;شود، اين است كه محلrlm; ستون هفتم و پنجم از ساير مواضع مسجد شريفrlm;تر است.

سيّد ابن طاووس گفته است: نزد ستون پنجم دو ركعت نماز بخوان به حمد و هر سورهrlm;اى كه خواهى و پس از سلام و تسبيح بگو:
<<اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَمِيعِ أَسْمَائِكَ كُلِّهَا مَا عَلِمْنَا مِنْهَا وَ مَا لا نَعْلَمُ وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْكَبِيرِ الْأَكْبَرِ الَّذِي مَنْ دَعَاكَ بِهِ أَجَبْتَه وَ مَنْ سَأَلَكَ بِهِ أَعْطَيْتَهُ وَ مَنِ اسْتَنْصَرَكَ بِهِ نَصَرْتَهُ وَ مَنِ اسْتَغْفَرَكَ بِهِ غَفَرْتَ لَهُ وَ مَنِ اسْتَعَانَكَ بِهِ أَعَنْتَهُ وَ مَنِ اسْتَرْزَقَكَ بِهِ رَزَقْتَهُ وَ مَنِ اسْتَغَاثَكَ بِهِ أَغَثْتَهُ وَ مَنِ اسْتَرْحَمَكَ بِهِ رَحِمْتَهُ وَ مَنِ اسْتَجَارَكَ بِهِ أَجَرْتَهُ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ بِهِ كَفَيْتَهُ وَ مَنِ اسْتَعْصَمَكَ بِهِ عَصَمْتَهُ وَ مَنِ اسْتَنْقَذَكَ بِهِ مِنَ النَّارِ أَنْقَذْتَهُ وَ مَنِ اسْتَعْطَفَكَ بِهِ تَعَطَّفْتَ لَهُ وَ مَنْ أَمَّلَكَ بِهِ أَعْطَيْتَهُ الَّذِي اتَّخَذْتَ بِهِ آدَمَ صَفِيّا وَ نُوحا نَجِيّا وَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلا وَ مُوسَى كَلِيما وَ عِيسَى رُوحا وَ مُحَمَّدا حَبِيبا وَ عَلِيّا وَصِيّا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ أَنْ تَقْضِيَ لِي حَوَائِجِي وَ تَعْفُوَ عَمَّا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي وَ تَتَفَضَّلَ عَلَيَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا مُفَرِّجَ هَمِّ الْمَهْمُومِينَ وَ يَا غِيَاثَ الْمَلْهُوفِينَ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ.>>


اعمال مقام امام سجاد (ع)

ستون سوم مقام حضرت زين العابدين (ع) است. اين مقام از طرف قبله برابر با دكّه باب امير مؤمنان (ع) و از طرفrlm; غرب مقابل با باب كنده بوده كه مسدود شده است. به هر حال در آنجا دو ركعت نماز به حمد و هر سورهrlm;اى كه خواهى بجاى آر و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:


<<بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِي قَدْ كَثُرَتْ وَ لَمْ يَبْقَ لَهَا إِلا رَجَاءُ عَفْوِكَ وَ قَدْ قَدَّمْتُ آلَةَ الْحِرْمَانِ إِلَيْكَ فَأَنَا أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ مَا لا أَسْتَوْجِبُهُ وَ أَطْلُبُ مِنْكَ مَا لا أَسْتَحِقُّهُ اللَّهُمَّ إِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذُنُوبِي وَ لَمْ تَظْلِمْنِي شَيْئا وَ إِنْ تَغْفِرْ لِي فَخَيْرُ رَاحِمٍ أَنْتَ يَا سَيِّدِي اللَّهُمَّ أَنْتَ أَنْتَ وَ أَنَا أَنَا أَنْتَ الْعَوَّادُ بِالْمَغْفِرَةِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالذُّنُوبِ وَ أَنْتَ الْمُتَفَضِّلُ بِالْحِلْمِ وَ أَنَا الْعَوَّادُ بِالْجَهْلِ اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْأَلُكَ يَا كَنْزَ الضُّعَفَاءِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا مُنْقِذَ الْغَرْقَى يَا مُنْجِيَ الْهَلْكَى يَا مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى أَنْتَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي سَجَدَ لَكَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ نُورُ الْقَمَرِ وَ ظُلْمَةُ اللَّيْلِ وَ ضَوْءُ النَّهَارِ وَ خَفَقَانُ الطَّيْرِ فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا عَظِيمُ بِحَقِّكَ يَا كَرِيمُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِيٍّ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحَسَنِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ عَلَيْكَ فَإِنَّ حُقُوقَهُمْ مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكَ عِنْدَهُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَهُمْ عِنْدَكَ صَلِّ يَا رَبِّ عَلَيْهِمْ صَلاةً دَائِمَةً مُنْتَهَى رِضَاكَ وَ اغْفِرْ لِي بِهِمُ الذُّنُوبَ الَّتِي بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَكَ عَلَيَّ كَمَا أَتْمَمْتَهَا عَلَى آبَائِي مِنْ قَبْلُ يَا كهيعص اللَّهُمَّ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَجِبْ لِي دُعَائِي فِيمَا سَأَلْتُكَ.>>

پس به سجده برو و طرف راست صورت را بر زمين بگذار و بگو:

<<يَا سَيِّدِي يَا سَيِّدِي يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ اغْفِرْ لِي>>

و اين كلمات را با خشوع و گريه بسيار بگو،آنگاه طرف چپ صورت را بر زمين بگذار و باز اين كلمات را بگو، پس دعا كن بهrlm; آنچه كه خواهى.

اعمال باب الفرج معروف به مقام نوح (ع)

چون از عمل ستون سوم فارغ شدى، به دكّه بابrlm; امير مؤمنان (ع) برو و آن صفّهrlm;اى است متصّل به درى كه از مسجد، به سوى خانه امير مؤمنان (ع) باز مىrlm;شدهrlm; است

. پس چهار ركعت نماز بخوان به حمد و هر سوره كه خواستى، چون فارغ شدى، تسبيح حضرت زهرا (س) را بجا آورد و بگو:


<<اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِ حَاجَتِي يَا اللَّهُ يَا مَنْ لا يَخِيبُ سَائِلُهُ وَ لا يَنْفَدُ نَائِلُهُ
يَا قَاضِيَ الْحَاجَاتِ يَا مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ يَا رَبَّ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ يَا كَاشِفَ الْكُرُبَاتِ يَا وَاسِعَ الْعَطِيَّاتِ يَا دَافِعَ النَّقِمَاتِ يَا مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ عُدْ عَلَيَّ بِطَوْلِكَ وَ فَضْلِكَ وَ إِحْسَانِكَ وَ اسْتَجِبْ دُعَائِي فِيمَا سَأَلْتُكَ وَ طَلَبْتُ مِنْكَ بِحَقِّ نَبِيِّكَ وَ وَصِيِّكَ وَ أَوْلِيَائِكَ الصَّالِحِينَ.>>

نمازى ديگر در اين مقام وارد شده و آن دو ركعت است، پس از سلام و تسبيح بگو:


<<اللَّهُمَّ إِنِّي حَلَلْتُ بِسَاحَتِكَ لِعِلْمِي بِوَحْدَانِيَّتِكَ وَ صَمَدَانِيَّتِكَ وَ أَنَّهُ لا قَادِرَ [قَادِرا] عَلَى قَضَاءِ حَاجَتِي غَيْرُكَ
وَ قَدْ عَلِمْتُ يَا رَبِّ أَنَّهُ كُلَّمَا شَاهَدْتُ نِعْمَتَكَ عَلَيَّ اشْتَدَّتْ فَاقَتِي إِلَيْكَ وَ قَدْ طَرَقَنِي يَا رَبِّ مِنْ مُهِمِّ أَمْرِي مَا قَدْ عَرَفْتَهُ لِأَنَّكَ عَالِمٌ غَيْرُ مُعَلَّمٍ وَ أَسْأَلُكَ بِالاسْمِ الَّذِي وَضَعْتَهُ عَلَى السَّمَاوَاتِ فَانْشَقَّتْ وَ عَلَى الْأَرَضِينَ فَانْبَسَطَتْ وَ عَلَى النُّجُومِ فَانْتَشَرَتْ وَ عَلَى الْجِبَالِ فَاسْتَقَرَّتْ وَ أَسْأَلُكَ بِالاسْمِ الَّذِي جَعَلْتَهُ عِنْدَ مُحَمَّدٍ وَ عِنْدَ عَلِيٍّ وَ عِنْدَ الْحَسَنِ وَ عِنْدَ الْحُسَيْنِ وَ عِنْدَ الْأَئِمَّةِ كُلِّهِمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِيَ لِي يَا رَبِّ حَاجَتِي وَ تُيَسِّرَ عَسِيرَهَا وَ تَكْفِيَنِي مُهِمَّهَا وَ تَفْتَحَ لِي قُفْلَهَا فَإِنْ فَعَلْتَ ذَلِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَكَ الْحَمْدُ غَيْرَ جَائِرٍ فِي حُكْمِكَ وَ لا حَائِفٍ فِي عَدْلِكَ.>>

پس طرف راست صورت را بر زمين مىrlm;گذارى و مىrlm;گويى:

<<اللَّهُمَّ إِنَّ يُونُسَ بْنَ مَتَّى عَبْدَكَ وَ نَبِيَّكَ دَعَاكَ فِي بَطْنِ الْحُوتِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ أَنَا أَدْعُوكَ فَاسْتَجِبْ لِي بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.>>

آنگاه به آنچه مىrlm;خواهى دعا كن، سپس طرف چب صورت را بر زمين بگذار و بگو:

<<اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَمَرْتَ بِالدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلْتَ بِالْإِجَابَةِ وَ أَنَا أَدْعُوكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْتَجِبْ لِي كَمَا وَعَدْتَنِي يَا كَرِيمُ.>>

سپس پيشانى را بر زمين بگذار و بگو:

<<يَا مُعِزَّ كُلِّ ذَلِيلٍ وَ يَا مُذِلَّ كُلِّ عَزِيزٍ تَعْلَمُ كُرْبَتِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [وَ آلِ مُحَمَّدٍ] وَ فَرِّجْ عَنِّي يَا كَرِيمُ.>>

ذكر نمازى براى رفع حاجت در محلّ مذكور: و آنrlm;چنان است كه چهار ركعت نماز مىrlm;گذارى، پس از سلام و تسبيحrlm; حضرت زهرا (س) بگو:


<<اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ يَا مَنْ لا تَرَاهُ الْعُيُونُ وَ لا تُحِيطُ بِهِ الظُّنُونُ وَ لا يَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ وَ لا تُغَيِّرُهُ الْحَوَادِثُ وَ لا تُفْنِيهِ الدُّهُورُ تَعْلَمُ مَثَاقِيلَ الْجِبَالِ وَ مَكَايِيلَ الْبِحَارِ وَ وَرَقَ الْأَشْجَارِ وَ رَمْلَ الْقِفَارِ وَ مَا أَضَاءَتْ بِهِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ أَظْلَمَ عَلَيْهِ اللَّيْلُ وَ وَضَحَ عَلَيْهِ النَّهَارُ وَ لا تُوَارِي مِنْكَ [مِنْهُrlm;] سَمَاءٌ سَمَاءً وَ لا أَرْضٌ أَرْضا وَ لا جَبَلٌ مَا فِي أَصْلِهِ وَ لا بَحْرٌ مَا فِي قَعْرِهِ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ خَيْرَ أَمْرِي آخِرَهُ وَ خَيْرَ أَعْمَالِي خَوَاتِيمَهَا وَ خَيْرَ أَيَّامِي يَوْمَ أَلْقَاكَ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْrlm;ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ مَنْ أَرَادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ وَ مَنْ كَادَنِي فَكِدْهُ وَ مَنْ بَغَانِي بِهَلَكَةٍ فَأَهْلِكْهُ وَ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي مِمَّنْ دَخَلَ هَمُّهُ عَلَيَّ اللَّهُمَّ أَدْخِلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ وَ اسْتُرْنِي بِسِتْرِكَ الْوَاقِي يَا مَنْ يَكْفِي مِنْ كُلِّ شَيْrlm;ءٍ وَ لا يَكْفِي مِنْهُ شَيْrlm;ءٌ اكْفِنِي مَا أَهَمَّنِي مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ صَدِّقْ قَوْلِي وَ فِعْلِي يَا شَفِيقُ يَا رَفِيقُ فَرِّجْ عَنِّي الْمَضِيقَ وَ لا تُحَمِّلْنِي مَا لا أُطِيقُ اللَّهُمَّ احْرُسْنِي بِعَيْنِكَ الَّتِي لا تَنَامُ وَ ارْحَمْنِي بِقُدْرَتِكَ عَلَيَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ أَنْتَ عَالِمٌ بِحَاجَتِي وَ عَلَى قَضَائِهَا قَدِيرٌ وَ هِيَ لَدَيْكَ يَسِيرٌ وَ أَنَا إِلَيْكَ فَقِيرٌ فَمُنَّ بِهَا عَلَيَّ يَا كَرِيمُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْrlm;ءٍ قَدِيرٌ.>>

سپس به سجده مىrlm;روى و مىrlm;گويى:

<<إِلَهِي قَدْ عَلِمْتَ حَوَائِجِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْضِهَا وَ قَدْ أَحْصَيْتَ ذُنُوبِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْهَا يَا كَرِيمُ.>>

سپس طرفrlm; راست صورت خود را بر زمين مىrlm;گذارى و مىrlm;گويى:

<<إِنْ كُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ لا تَفْعَلْ بِي مَا أَنَا أَهْلُهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.>>

سپس طرف چپ صورت خود را بر زمين مىrlm;گذارى و مىrlm;گويى:

<<اللَّهُمَّ إِنْ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ يَا كَرِيمُ.>>

پس پيشانى را بر زمين مىrlm;گذارى و مىrlm;گويى:

<<ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَفَ.>>

اعمال محراب امير مؤمنان (ع)



در مكانى كه امير مؤمنان (ع) را ضربت زدند، دو ركعت نماز بخوان و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:



<<يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ وَ السَّرِيرَةَ يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى يَا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوَى يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا عَظِيمَ الرَّجَاءِ يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ يَا كَرِيمُ.>>

سپس مناجات حضرت علی (ع) در مسجد کوفه را بخوان.

اعمال مقام امام صادق (ع)



مقام امام صادق (ع) در نزديكى مسلم بن عقيل (رحمه اللّه علیه) است. در آنجا دو ركعت نماز بجاى آر و پس از سلام و تسبيح حضرت زهرا (س) بگو:


<<يَا صَانِعَ كُلِّ مَصْنُوعٍ وَ يَا جَابِرَ كُلِّ كَسِيرٍ وَ يَا حَاضِرَ كُلِّ مَلَإٍ وَ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ يَا شَاهِدا [شَاهِدُ] غَيْرَ غَائِبٍ وَ يَا غَالِبا [غَالِبُrlm;] غَيْرَ مَغْلُوبٍ وَ يَا قَرِيبا [قَرِيبُrlm;] غَيْرَ بَعِيدٍ وَ يَا مُونِسَ كُلِّ وَحِيدٍ وَ يَا حَيّا حِينَ لا حَيَّ غَيْرُهُ يَا مُحْيِيَ الْمَوْتَى وَ مُمِيتَ الْأَحْيَاءِ الْقَائِمَ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.>>

نماز حاجت در مسجد کوفه

از امام صادق (ع) روايت شده است: كسىrlm;كه در مسجد كوفه دو ركعت نماز بخواند در هر ركعت سورهrlm;هاى حمد و فلق و ناس و توحید و قدر و اعلىrlm; را خوانده و سلام دهد و تسبيح حضرت زهرا (س) بگويد، از خدا هر حاجتى را بطلبد، خدا حاجتش را برآورده و دعايش را مستجاب خواهد كرد.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 13 تير 1395 ساعت: 2:22

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.


خادم حرم قمر بنی هاشم (ع) در بیان کراماتی از حضرت عباس عنوان کرد:

شبی قبل از نماز صبح در اطراف ضریح مطهر حضرت عباس(ع) بودم و دیدم زن عربی دختر خود را بر روی پشت خود بسته و با ورود به حرم، ضریح را دید و به زیارت پرداخت.

خادم حضرت عباس بیان داشت: این خانم حدود چند ساعت ضریح مبارک را زیارت کرد و من حساب کردم حدود 55 مرتبه به دور ضریح چرخید و هر بار که یک دور تمام می شد، چیزی می گفت و دوباره حرکت می کرد.

وی خاطر نشان کرد: نماز صبح که تمام شد، دیدم که آن دختر بچه در کنار ضریح گریه می کند و هر چه گشتم مادرش را پیدا نکردم.

وی ادامه داد: سراسر حرم را گشتم و بالاخره آن زن را دیدم در گوشه ای خوابیده و به سختی از خواب بیدار شد.

کلیددار حرم ابوالفضل (ع) عنوان کرد: به او گفتم بچه ات گریه می کند که ناگهان سراسیمه از جا بلند شد و با بغض فریاد می زد زنده شد؟ زنده شد؟

وی تاکید کرد: آن زن گفت بچه ام سه روز است که مرده و او را آوردم تا اینجا زنده شود، زیرا اگر پدرش می دانست، قطعا مرا می کشت.

حاج عباس گفت: طبق رسم حرم بلافاصله آن کودک را به اتاقی که پنجره اش به سوی صحن مطهر قرار دارد بردم و این خبر را به استاندار و مرجع آن زمان اطلاع دادم.

تور کربلا.تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 13 تير 1395 ساعت: 2:22

تور کربلا. تور زمینی کربلا. تور هوایی کربلا.

این بارگاه نورانی ومقدس ومطهر که به دست مختار بن ابوعبید ثقفی بنا نهاده شد، بارها با حملات تخریبی افراد و گروههای مختلف در طول تاریخ مواجه شده است. خلفای عباسی از جمله منصور، هارون و متوکل هر یک در دوره های مختلف به تخریب بارگاه اقدام کرده اند. مهم ترین و معروف ترین تخریب به دستور متوکل ملعون صورت گرفت. وهابیان نیز در دوره معاصر در سال ۱۲۱۶ق به بارگاه حمله و به آن آسیب جدی وارد ساختند و آخرین تخریب، با حمله بعثیlrm;ها در زمان صدام ملعون روی داد.

حرم امام حسین(ع) محل دفن امام حسین(ع)، شماری از بنیrlm;rlm;rlm;lrm;rlm;هاشم و یاران آن امام در کربلا است که در دهم محرم سال ۶۱ ق در مواجهه با سپاهیان عبیدالله بن زیاد به شهادت رسیدند. مختار ثقفی اولین بنا را بر مرقد امام حسین(ع) ساخت و در دوره های بعد شیعیان و محبان اهل بیت(ع) مخصوصاً پادشاهان و حاکمان، اهتمام ویژه ای بر بازسازی، ترمیم و توسعه این حرم داشته اند.

با توجه به روایتی در کتاب کامل الزیارة قبیله بنی اسد پس از شهادت امام حسین(ع) و اصحابش، پیکر شهدا را دفن کردند. اخبار مربوط به زیارت قبر امام حسین از سوی توابین، خود دلیل بارزی است، که محل دفن آن حضرت مشخص بوده است


بنا بر گزارش های تاریخی، اولین بنا توسط مختار بن ابی عبید ثقفی ساخته شد. این بنا با آجر و گچ در اواخر سال ۶۵ق به اتمام رسید. به گفته عبدالجواز کلیددار بنای نخستین عبارت بود از یک سایه بان و یک مسجد که دو درب داشت یکی از آنها در شرق بود. بنای مذکور تا پایان دوره بنی امیه همچنان پا بر جا بوده است.

از تشویق امام صادق(ع) به زیارت امام حسین (ع) و کیفیت زیارت آن حضرت استفاده می شود که قبر امام در آن زمان دارای بنا و ساختمان بود. در روایت امام صادق (ع) آمده است: <<هر گاه قصد زیارت قبر امام حسین (ع) کردی، بیرون حرم بایست و به طرف قبر بنگر، آن گاه وارد روضه شو و در برابر آن، مقابل سر حضرت (ع) بایست، و هنگام بیرون رفتن از دری که پایین پای علی بن حسین قرار دارد، بیرون شو. سپس به مرقد شهیدان رو آور، آن گاه به مرقد حضرت عباس(ع) برو، در باب السقیفه توقف کن و بر او سلام کن.>> واژه هایی، همانند <<بیرون حرم بایست>>، <<آن گاه وارد روضه شو>>، <<از دری که پایین پای علی بن الحسین (ع) قرار دارد، بیرون شو>> گویای وجود بنایی بر قبر امام حسین (ع) در دوران نخست است.

اما قبور دیگر شهداء در قرن اول و دوم خارج از قبه حسینی بوده چنانچه از خبر ابوحمزه ثمالی چنین استفاده می شود: <<ثم تخرج من السقیفه و تقف بحذاء قبور الشهداء>> <<سپس از زیر سقف خارج می شوی و در کنار قبور شهدا می ایستی>>


منصور دوانقی دومین خلیفه عباسی پس از تسلط بر اوضاع و کشتن سادات اقدام به تخریب بقعۀ امام حسین (ع) نمود. این عمل توسط شعرا به نظم در آمد که:


و شیدوا البناه علیه قبه ذات سقیفه لتاوی العصبه
ثم دعا المنصور حقد اید فثل من احقاده المشید

مدرس، ص۱۹۱

ترجمه: بنای محکم ساختند بر قبر حسین (ع)، که بر آن قبه ای بود و دارای سقف بود تا پناهگاه جماعت شود، سپس منصور را کینه دیرین وادار کرد پس از نتیجه همان کینه ها آن بنا را تخریب کند.

تخریب توسط هارون الرشید

پس از تخریب بقعه توسط منصور، دوستداران اهل بیت در دوران خلافت مهدی و هادی عباسی به بازسازی بقعه اقدام نمودند. بنا به برخی از گزارش های تاریخی هارون (حکومت: ۱۷۰ ۱۹۳) در دوران حکومتش گاهی خادمان حرم امام حسین (ع) را فرا می خواند و از آنان بازجویی می کرد. در سال ۱۹۳قبه دستور او درخت سدری که بر مرقد سایه افکنده بود، از ریشه کنده شد بنای قبر تخریب گردید و زمین آن شخم زده شد.


با روی کار آمدن مأمون (حکومت:۱۹۸ ۲۱۸) سیاست بنی عباس تغییر کرد. وی در دوره حاکمیتش به جهت ابراز علاقه ظاهری به علویان، بر مرقد امام بنایی را احداث کرد. اما مشخص نیست که چه کسی به تعمیر بارگاه حسینی اقدام نمود، با توجه به اینکه احتمال تعمیر توسط خود مامون منتفی نیست. بنای احداث شده در زمان مامون در دوره وی و همچنین در دوران خلافت معتصم و واثق عباسی از گزند حوادث مصون ماند.
تخریب توسط متوکل

در زمان خلافت متوکل (حکومت: ۲۳۲ ۲۴۷) مرقد امام حسین (ع) از جانب وی مورد تجاوز قرار گرفت. ابوالفرج اصفهانی در علت تخریب توسط متوکل بیان می دارد که وی کنیز آوازه خوانی را که همیشه برای مجالس عیش و نوشش دعوت می کرد، به قصر خود طلبید، اما ماموران وی اطلاع داند کنیز به زیارت قبر امام حسین (ع) رفته و این امر باعث ناراحتی متوکل شده و اقدام به تخریب بقعه امام حسین (ع) کرد. اما طوسی علت تخریب را اجتماع طرفداران اهل بیت و بیم متوکل از این اجتماع می دارند. وی شخصی به نام دیزج یهودی را برای این کار اعزام کرد، در تخریب بقعه مسلمانان همراه وی احتیاط کردند بدین جهت دیزج یهودیان منطقه را استخدام کرده و بقعه را تخریب نمود. پس از ویران کردن قبر زمین آن را شخم زده و آب بر آن جاری کردند. بنابر برخی گزارش ها، آب در اطراف مرقد به گردش درآمد و قبر را فرا نگرفت. حتی متوکل گروهی از مأموران خود را گرداگرد مرقد و راه های منتهی به آن گماشت و زائران را از زیارت قبر بازداشت و آنان را مورد پیگرد قرار داد. بنا بر بعضی اقوال وی دو مرتبه اقدام به تخریب بقعه کرد، یکبار در سال ۲۳۳ق و یکبار در سال ۲۳۶ق و در این فاصله بقعه تعمیر شده بود، که ویرانی دوم مهمتر بوده است

عکس العمل دوستداران اهل بیت

متوکل با تخریب بقعه نتوانست از اجتماع طرفداران اهل بیت در کربلا بکاهد، بلکه تردد آنان به کربلا جهت زیارت امام حسین (ع) و منع متوکل تا پایان عمر متوکل یعنی سال ۲۴۷ق ادامه پیدا کرد. شعرای دوستدار اهل بیت نیز در این باره شعرها سرودند از جمله عبدالله بن رابیه می سراید:
عبدالله بن رابیه:
تاللَّه ان کانت امیه قد اتت قتل ابن بنت نبیها مظلوما
فلقد اتاه بنو ابیه بمثلها هذا لعمرک قبره مهدوما
اسفوا علی ان لا یکونوا شایعوا فی قتله فتتبعوه رمیما
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج۴۵، ص: ۳۹۸

ترجمه:

بیت اول: به خدا قسم اگر بنی امیه پسر دختر پیامبر خدا را در حالی که مظلوم بود به قتل رسانیدند.

بیت دوم: پسران پدر او (یعنی بنی عباس) نظیر آن عمل را انجام دادند و بجان تو قسم که قبر امام حسین را خراب کردند.

بیت سوم: بنی عباس متأسف بودند که چرا در قتل امام حسین مشایعت از بنی امیه نکردند (چون به آن منظور نائل نشدند لذا) به جستجوی استخوانهای آن حضرت رفتند (و قبرش را خراب نمودند)

تجدید بنا به دست منتصر

منتصر عباسی فرزند متوکل بر خلاف پدرش مردم را به زیارت امام حسین (ع) تشویق می کرد، وی پس از کشتن پدرش اقدام به بازسازی مرقد امام حسین (ع) کرده و مناره ای برای راهنمایی زائران از راه دور ساخت. علاوه بر مناره این بنا دارای قبه، بارگاه، مسجد و صحن بوده است. این بنا در ذی الحجه سال ۲۷۳ قمری بر اثر حوادث طبیعی فرو ریخت.


بنای محمد بن زید

در سال ۲۸۳ق محمد بن زید محمد برادر داعی کبیر، از نو بقعه امام حسین (ع) را بنا نهاد وی قبۀ بزرگی ساخته و دو درب ورودی گذاشت. همچنین در مجاورت قبه بنای دیگری با سقف چوبی بنا کرد تا مردم در آن به نماز وعبادت بپردازند، وی سقفی نیز بر مرقد سایر شهداء زد، دیواری در اطراف کربلا کشید و خانه های زیادی در آنجا ساخت. این بنا در زمان خلافت طائع بالله بیست و چهارمین خلیفه عباسی توسط ضبه بن محمد اسدی غارت شد. به گفته برخی این غارت در سال ۲۶۹ق بوده است.

ساخت توسط عضدالدوله

پس از اطلاع عضدالدوله از غارت مرقد امام حسین (ع) توسط ضبه بن محمد اسدی، به عراق لشکر کشید و وی را متواری کرده و حرم امام حسین (ع) را تعمیر نمود. عضد الدوله در چهار طرف بقعه رواق ساخت، سپس رواقها را تزیین نمود، ضریحی با چوب ساج ساخته و توسط پارچه های دیباج پوشاند و مساحت حائر را ۲۴۰۰ قدم توسعه داد، سپس اطراف شهر را دیواری بلند و محکم محصور کرده و برای زراعت نهر آبی به کربلا کشاند.



آتش سوزی سال۴۰۷ق

در ربیع الاول سال ۴۰۷ق سقوط دو شمع بزرگ روشن در رواق باعث آتش سوزی شده بارگاه و رواق های حرم در آتش سوخت. برخی این آتش سوزی را عمدی دانسته اند. آتش سوزی حرم عسکریین پس از ده روز از این آتش سوزی و وقایع متعدد در این سال بر علیه تشیع موید این احتمال است.

تعمیر به دست ابن سهلان

حسین بن فضل بن سهلان رامهرمزی یک بار اقدام به تعمیر بقعه امام حسین (ع) کرد. برخی گفته اند این تعمیر پس از آتش سوزی سال ۴۰۷ق بوده است. ولی ابن جوزی در المنتظم اقدامات تعمیری ابن سهلان را در سال ۴۰۳ می داند

تعمیر به دست ملک شاه سلجوقی

در ذی الحجه سال ۴۷۹ق ملک شاه سلجوقی به کربلا رفته و پس از زیارت امام حسین سیصددینار بین ساکنان کربلا تقسیم نموده و حرم و حصار صحن را تعمیر کرد. ده سال بعد یعنی در سال ۴۸۹ شخصی به نام خفاجه حرم را غارت کرد که سیف الدوله به آنجا یورش برده و خفاجه در داخل حرم کشت و امنیت شهر را بر قرار کرد

غارت حرم در سال ۵۲۶ق

المسترشد بالله خلیفه سی ام عباسی در سال ۵۲۶ق به حرم امام حسین (ع) یورش برده و تمام تزئینات، جواهرات حرم را به غارت برد تا بین سربازان خود تقسیم کند، وی می گفت قبر نیازی به این جواهرات ندارد، وی و پسرش راشد پس از خروج از کربلا کشته شدند.


ناصر عباسی و تعمیر حرم

بنایی که ابن سهلان تاسیس نموده بود تا سال ۶۲۰ق با آسیب جدی روبرو نشد بلکه در این قرن بر اثر غارتlrm;ها آسیب های جزئی دیده بود، در سال ۶۲۰ خلیفه ناصر عباسی به وزیر خود مویدالدین محمد مقدادی قمی دستور داد بنا را به طور اساسی تزیین نماید.


عمارت و بنای حرم امام حسین (ع) که به دست ابن سهلان در اوایل قرن پنجم ساخته و توسط ناصر لدین الله در قرن ششم بازسازی شد همچنان پا بر جا بود تا اینکه سلطان اویس جلائری در سال ۷۲۶ بنایی از نو ساخت و تا هم اکنون آن بنا موجود است. این حرم تا سال ۸۵۸ق از هرگونه آسیب در امان بود تا اینکه در این سال علی بن محمد بن فلاح مشعشعی به کربلا حمله کرده و دست به غارت اموال حرم زد، این غارت بسی بزرگتر از غارت توسط المسترشد بالله عباسی بود.

پس از آن در هر زمان بر کیفیت و کمیت این بنا افزوده شد، شاهان صفوی، افشار و قاجار هر کدام در توسعه حرم نقش ایفا کردند.


از سال ۸۵۸ تا سال ۱۲۱۶ق آسیبی به حرم نرسید تا اینکه در این سال در هجدهم ذی الحجه وهابیها به سرکردگی سعود بن عبدالعزیز پس از تسلط بر حجاز به کربلا یورش برده خرابی های زیادی به بار آورده و افراد زیادی را قتل عام کردند. وهابیون به مرقد مطهر صدمات زیادی وارد کرده و ذخائر موجود در آن جا را به غارت بردند. کلید دار می نویسد:

<<آنان درب های حرم و نرده های فلزی و آینه کاری حرم را کندند و اشیای قدیمی و هدایای پادشاهان و شاهزادگان ایرانی را به تاراج بردند. همچنین تزئینات دیوارها و طلاهای سقف، شمعدان ها، فرش های گرانبها، لوسترهای گران قیمت، درب های کنده کاری شده و غیره را تاراج کردند. افزون بر این کار نزدیک به پنجاه نفر را کنار ضریح و پانصد نفر را در صحن شریف به قتل رساندند. شهر کربلا را نیز ویران کردند و بی رحمانه به کشتار پیرمردان و کودکان و زنان و مردان و غارت خانه ها پرداختند و کسی از حمله وحشیانه آنان در امان نماند.>>

این حادثه به قدری تاسف بار بود که وقتی میرزا ابوطالب اصفهانی، چندین ماه پس از این فاجعه به کربلا وارد شد، تلخ کامی ها و آشفتگی های ناشی از آن را چنین گزارش کرد:

<<در صحن مقدس، خون مذبوحان روان، گنبد و حجره های صحن از لاش مقتولین پُر بود.، شدت آن حادثه به جایی رسید که من بعدِ یازده ماه از آن وارد کربلا شدم، هنوز آن قدر تازگی داشت که به جز نقل آن، حدیثی دیگر در شهر نبود و راویان در اثنای حکایت می گریستند و از شنیدن آن، موها بر اندام راست می شد.

حمله مناخور روسی

کلیدار در مورد این حمله می گوید:

<<شخصی به نام سلیمان با تابعیت روسی، مدت ها مناخور (امیرآخور) والی بغداد بود. حاکم بغداد، مناخور را مأمور حمله به کربلا کرد. مردم کربلا تا سال ۱۲۴۷ پیوسته از ستم مناخور در فشار بودند، قوای او به سوی کربلا روان شد و مدت هجده روز آن را در محاصره گرفت. در این مدت، سه بار به شهر هجوم بردند، ولی موفق نشدند. در مجموع کربلا در نیمه قرن سیزدهم هجری از سوی سپاه مناخور بارها تهدید شد تا این که سرانجام داوود پاشا برای اهالی کربلا امان صادر کرد. در این رویدادها کسانی که به خانه رؤسای فرقه شیخیه، از جمله شیخ احمد احسایی و سید کاظم رشتی پناه می آوردند، از یورش و تهاجم مصون بودند.>>

حمله بعثی ها

در شعبان ۱۴۱۱ق نیروهای صدام به کربلا یورش بردند، که با مقاوت مردم روبرو شدند اما بعثی ها با رگبار مسلسل مقاومت مردم را درهم شکستند و مردم را دسته دسته اسیر و اعدام می کردند. حرم امام حسین (ع) و حضرت عباس(ع) را به توپ بستند. حتی مجروحان و بیماران در مراکز درمانی از گزند هجوم آنان مصون نبودند. بعثی ها داخل حرم حسینی و حضرت ابوالفضل(ع) شده و از روی اجساد شهدا گذشته و به تاراج جواهرات و اشیای گران بهای آن دو حرم پرداختند.

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 11 تير 1395 ساعت: 10:33

صفحه بندی